عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
958
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
اصفهان در ماه ربيع الثانى در اصفهان بلواى عام براى نان شد . زيرا كه نان را يك من سه هزار يا سى شاهى « 1 » مىفروختند . آقا نجفى را باعث اين كار مىدانستند . مىخواستند انبارهاى او را بشكافند و خود او را صدمه بزنند . به ظل السلطان پناه برد . او گفت من ضرر گندم را خود مىكشم و از انبار خود خروارى ده تومان مىفروشم كه يك من نان يك قران بشود . سايرين هم اگر خروارى ده تومان ندادند انبارهاى آنها را بشكافند . مردم آسوده شدند و صدا خوابيد . مصر گفتگوى انگليس با عثمانى در باب سرحدات مصر قرار شد كه مأمور از طرفين برود و سرحد از شهر رقّه به طريق جنوب و مشرق الى سه ميل به شهر عكا خواهد بود . « 2 » دولت عثمانى در اين باب مطالبات انگليس را قبول كرده كه لشكر خود را از سرحد مصر بيرون ببرد . بروجرد از طرف سالار الدوله حكومت بروجرد به شاهزاده يمين الدوله حاكم سابق گروس داده شود . طهران در چهاردهم ربيع الثانى ، در باب باغ سلطنتى صبح باز بود . شاه با كالسكهء كوچك در باغ گردش كرد . چند قدم هم به زحمت زير بغلش را گرفته راه رفت . دست چپش نيز بهتر است . آن روز روغن چراغ خورد و باغ قرق شد . ديگر كسى پيش او نرفت . در آن روز بواسير خونى او گشوده شد . مىگفتند يك سال و نيم بود كه بسته شده بود و خون از او نمىآمد و اسباب ناخوشى او شده بود . حال خوب خواهد شد .
--> ( 1 ) . جور درنمىآيد . سه هزار ( دينار ) برابر بود با سه قران يا 60 شاهى و سى شاهى برابر بود با يك قران و ده شاهى . ( 2 ) . متن : راقه . . . اكا