عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
899
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
در ايروان هشتاد مسلمان و چهل و پنج نفر ارمنى ، در شوشى « 1 » و قرهباغ دويست ارمنى [ و ] يكصد مسلمان تلف شد . يزد اين اوقات مدرسهء ملى يزد را علما مانع شدند كه زبان فرانسه بايد خوانده نشود . مشير الممالك وزير يزد كه باعث ايجاد مدرسه بود ، حرف آنها را قبول كرد . صحت مظفرى نصير الاطباى طبيب كتابى براى استعمال ادويهء فرنگى و مقدار آنها نوشته ، در شوال به طبع رسيد . طهران در شانزدهم ذى القعده ، شاه شخصا به آقا سيد عبد اللّه مجتهد در حضرت عبد العظيم عليه السّلام تلفون زد و او را پشت تلفون خواست . آقا سيد عبد الله با پنج هزار نفر از علما و طلاب و تجار پشت تلفون آمد . شاه احوالپرسى كرد و گفت : به شهر تشريف بياوريد ، تمام مقاصد شما برآورده است و مشغول نوشتن مىباشم . آقا سيد عبد الله گفت ما هم حاضريم و فردا به شهر مىآئيم . روز جمعه شانزدهم ، شاه اغلبى از وزرا و رجال را با كالسكهء مخصوص به حضرت عبد العظيم پى علما فرستاد و تمام درشكههاى ميدان را مجانا براى طلاب روانه [ كرد ] . بليت ماشين و ترامواى نيز مجانى بود . نخست دستخط شاه را كه اقبال الدوله حامل بود ، به اتفاق سپهدار بردند و در حضور علما بالاى منبر قرائت شد كه مقاصد علما برآورده است و در هر شهرى مجلس عدليه منعقد خواهد شد و از طرف ملت يك نفر در آن مجلس باشد كه مردم مقاصد و تظلمات خود را به توسط آن مجلس به عرض شاه برسانند و نيز تجار و كسبه در امان باشند . پس از آن تمام علما و طلاب و سادات و تجار و كسبه با احترام زياد به طهران وارد شدند . تمام درشكه و كالسكه شهر همراه آنها بود . چنين اتفاقى تا حال در طهران روى نداده بود . آقا
--> ( 1 ) . متن : شوش