عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

900

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

سيد جمال واعظ اصفهانى و آقا سيد جمال مجتهد داماد حاجى ميرزا حسين بن حاجى ميرزا خليل حجة الاسلام سوار درشكه نشدند و سوار يعفور بودند و هزار نفر از مردم و الواط جلو آنها سلام و صلوات مىفرستادند و مىخواندند كه از بركت امام عصر عجل الله تعالى فرجه دين اسلام زنده شد و به همين شكل از حضرت عبد العظيم وارد طهران شدند . گفتند آقا سيد عبد اللّه را شاه به اندرون خواست و نيز در آن روز با اين‌كه جمعه در حضور شاه مجلسى منعقد از وزرا شد و در شب هيجدهم محض ورود علما و صلح ميان ملت و دولت بازارها و دكاكين را چراغان كردند . ايطاليا در اين ماهها ، ملا « 1 » مفتون كه دعوى مهدويت دارد با احباب خود به قبيله [ اى ] از ايطاليا [ ئىها ] هجوم كرده [ و ] در سلب و نهب كوتاهى نكرده [ است ] . دولت [ ايطاليا ] دو فروند كشتى به طرف سومالى « 2 » حركت داد . نخجوان يك روز صبح ، يك جوان مسلمان در كنار شهر به آبيارى زراعت خود مشغول بود . چند نفر ارامنه به او برخورده با تير رولور « 3 » او را مىكشند . اقرباى جوان سر راه منتظر تلافى بودند . در اين وقت يك نفر ارمنى مىگذرد ، او را مىكشند . روز بعد يك مسلمان را دوباره مىكشند . مسلمانان به ستوه آمده در بازار به ارامنه حمله آوردند . سى و پنج نفر ارمنى را كشتند و پنج نفر مسلمان كشته شد . دكانها را غارت كردند . خانه‌ها را خراب و سوزانيدند . يك ماه بازارها بسته بود . از طرفين ضررها ديدند . كسى در شهر عبور نمىكرد . يك طرف شهر ارامنه بودند ، يك طرف مسلمان [ ها ] . علاقه از هم بريده شد . شهر مملو از سرباز شد ، كسى از ترس صدا نمىكرد . بعد [ درگيرى ] به دهات سرايت كرده قتل و غارت از طرفين شد . بعد به ايروان سرايت كرد . مسلمانان ايروان خيلى مال و جانشان به هدر رفت .

--> ( 1 ) . متن : ملاى و ظاهرا : مولاى ( 2 ) . متن : صومال ( 3 ) . در متن : رولوه