عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

876

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران در روز سيزدهم شوال ، سفير كبير به حضور شاه آمد و قبل از آن در دربار با اتابيك با حضور وزير خارجه خلوت كرد . طهران در دوازدهم شوال ، اتابيك با علاء الدوله محض تنگى نان طهران گفتگو كرد . آخر الامر قرار شد اتابيك حاجى عباسقلى نانواباشى را بترساند . او را احضار كرد و گفت مير غضب شكمش را پاره كند ، علاء الدوله نگذاشت . چوبش زدند و التزام گرفتند كه عمل نان را اصلاح نمايد . روز بعد يك عباسى بر [ قيمت ] نان افزوده شد و يك من شش عباسى « 1 » هفت عباسى شد . طهران در عشر دوم شوال ميان علما و دولت نزاع سخت است . على رضا خان عضد الملك قاجار خيال دارد اتابيك را با « 2 » آقا سيد عبد الله صلح بدهد و طلاب [ در ] خانهء آقا سيد عبد اللّه اجتماع دارند . مىگويند اين دو روز بلوا مىشود . طهران در ماه رمضان و شوال قند در طهران ترقى كرده ، يك من هفت هزار و هشت هزار « 3 » مىفروشند . خيال دارند قهوه‌خانه‌هاى طهران را موقوف نمايند ، شايد ارزان شود و نيز مىگويند علما خيال دارند قند را حرام نمايند . طهران در روز عيد فطر ، آقا سيد عبد اللّه مجتهد بر منبر رفت و گفت ما مىخواهيم اصلاح امور و اسلام شود ، دولت ما را به توپ مىترساند . راپرت‌نويس‌ها ملعون مىباشيد اگر به صدر اعظم نگوييد و هرچه مىخواهند بنمايند « 4 »

--> ( 1 ) . شش عباسى برابر با 24 شاهى است يعنى يك قران و چهار شاهى . هر چهار شاهى يك عباسى خوانده مىشد . ( 2 ) . در متن : بآقا سيد عبد الله ( 3 ) . يعنى هفت قران ، هشت قران ( 4 ) . يعنى اى كسانى كه گزارش مىنويسيد و خبرها را به عين الدوله مىرسانيد لعنت بر شما اگر مطالب را به صدر اعظم خبر ندهيد . هر كار از دستشان برمىآيد بكنند .