عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
875
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
يك پيشنمازى داده بود و در آنجا پيشنماز خرج كرده بود . بعد وارث خانه آمده به علاء الدوله عارض مىشود . مىفرستد پيشنماز كه معروف به نجفى بوده حاضر كرده فحش به او و امام جمعه مىدهد و خانه را گرفته به صاحبش مىدهد و پيشنماز را امر كرده از شهر خارج شو [ د ] . صدر العلما مىخواهد حمايت پيشنماز را بكند ، او مىگويد من جرئت ندارم كه با علاء الدوله طرف شوم و نيز علاء الدوله به آقا شيخ فضل الله فحش [ و ] پيغام مىدهد كه بعد از اين ، اين نوع كاغذها به من ننويس . چه كاره مىباشى ؟ نه شاهى و نه صدر اعظم ، اگر هم اتابيك به شما ميل دارد من به شما ميل ندارم . طهران در عشر اول شوال ، ارباب جمشيد تاجر گبر « * » در طهران با زن عزيز السلطان « 1 » كه دختر شاه شهيد بوده ساز مراوده مىزد و او را به باغ خود آورد . علاء الدوله شب خبردار شده به خانه او مىرود و او را گرفته به منزل خود مىبرد كه صدمهاش بزند . شبانه بيست و پنج هزار تومان مىدهد و خلاص مىشود و واسطهء اين كار ميرزا موسى جواهرفروش بوده كه زنها را جاكشى مىكرد . او را هم گرفته ، دو هزار چوبش زد [ و ] اخراجش كرد ، قريب هزار و كسرى [ تومان از ] او گرفته خرج پاك كردن خلاى مسجد قرار داد . ايران وقتى ارفع الدوله وزير مختار ايران در روسيه در سر ميزى گفته كه بايد بعد از اين معلمين ايران از اهالى روسيه باشند . تا حال هيچ معلمى از دول اروپا زير بار نمىرود كه به ايران بيايد . چنانكه يك سال است كه از اطريش معلمى براى دولت ايران خواسته و نمىآيد چون اجير شده مواجبش را در آنجا مىگيرد . طهران در ماه شوال المكرم 1323 ، در طهران در محلهء حسن آباد مدرسهء ملى به اسم « همت » ايجاد شد .
--> ( * ) . يعنى تاجر زردشتى ( 1 ) . غلامعلى خان معروف به مليجك ثانى كه اختر الدوله دختر ناصر الدين شاه را در حبالهء نكاح داشت . در اواخر عمر لقب سردار محترم داشت .