عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
744
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
مردم رازش يكى امين حضور است * اوست كه اندر حضور شاه امين است معتقد و مخلص امام و رسول است * پيرو شرع شريف و دين مبين است دوش سروشى به « پيرزاده » همى گفت * آنكه تو مدحش كنى ، بكن كه همين است طهران واقعهء سوزناك در شب بيست و چهارم ذىالحجهء 1322 هجرى ، آقا سيد على اكبر تفرشى مجتهد ساكن طهران به مرض سينه پهلو و ذات الريه و سكتهء خفيفه درگذشت . سالش قريب هشتاد ، اولاد متعدده دارد . پسر بزرگش آقا سيد محمد مجتهد است كه در نجف اشرف تحصيل كرده و يك سال است به طهران آمده . آقا سيد على اكبر قريب سيزده زن داشت . ناسخ و منسوخ در احكام بسيار داشت و رشوه مىگرفت . لكن براى اسلام حافظ بود . بعضى خيالات كه عين الدوله داشت از قبيل اجراى تمبر و غيره او مانع بود و دولت كمال ملاحظه را از او مىنمود و ساير علماى طهران به يك اندازه پيروى او را داشتند . دكاكين طهران را براى او بستند . فاتحهاش را در مسجد شاه و بعضى از مساجد گرفتند . به فقرا پول خيلى مىداد . از مال ثلث و بعضى عمارات غصبى مكنتى به هم زده بود . چنانكه هر پسرى را در هر ماهى پنجاه تومان مىداد . دو سه پسر كوچكش ازجمله الواط مىباشند و اغلب به خانه فواحش مىروند و مسكرات مىخورند . در ايام جوانى كه در كربلاى معلا نزد آقا شيخ زين العابدين مجتهد تحصيل مىكرد ، شيخ مذكور در خواب حضرت فاطمه عليها السّلام را ديد كه فرمود پسرم آقا سيد على اكبر را بگو بيايد پس از آنكه آمد فرمود : از پستان من شير بنوش ، نوشيد . تعبير كردند كه به درجات عاليات خواهد رسيد ، چنان شد . نعش او را در خانهاى كه در زاويهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام داشت به خاك سپردند . طهران حاجى محمد تقى ، معروف به حاجى كيميا ، كه در اغلب شهرها مسافرت كرده بود و ادعا مىنمود كه من فن كيميا را وارد هستم و چندى بود به طهران آمده بود و به اين واسطه مبالغى از مال مردم را حيف و ميل كرد و در اتلاف مال بىمبالات بود ، در عشر