عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

55

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

بود در تمام بلاد ايران جشن گرفتند و آتشبازى و چراغان كردند ، خصوصا در طهران كه تمام شهر را آئين بستند و در شب پانزدهم ، امين السلطان صدراعظم در پارك خود « 1 » مجلس بال باشكوهى فراهم كرد . شاهزادگان و وزراى داخله و خارجه را به شام به سر ميز دعوت نمود و ساير طبقات را بعد از شام به سوپه « 2 » دعوت كرد و در آنجا چراغان مفصل و آتشبازى ترتيب داده بود و در عصر آن روز ، اعلىحضرت شهريارى به منزل او تشريف بردند . همه نوع تقديمات از خاكپاى مبارك گذرانيد . بندگان شهريارى به دست مبارك يك حلقه انگشترى الماس به او مرحمت فرمودند و حوالى غروب مراجعت نمودند . عزل امين السلطان از صدارت چون در مدت صدارت ميرزا على اصغر خان امين السلطان صدراعظم بعضى خرابيها در دولت ايران روى داد كه سببش را وجود صدراعظم مىدانستند و خاطر اعلىحضرت همايونى را از وى مكدر مىداشتند و هر روزه باريافتگان دربارى قبايح اعمال صدراعظم را در خاكپاى همايونى مشهود مىداشتند ، از جمله عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما بود كه با جمعى از اجزاى خلوت همايونى همدست شد و شب‌ها را به خاكپاى مبارك درآمده آن معايب و مثالبى كه از صدراعظم مىشمردند معروض مىداشتند ، تسلط فرنگىها و قدرت علما و سركشى سركشان اطراف را از صدراعظم مىگفتند و نيز مدعى بودند كه اگر امين السلطان خيرخواه دولت و شخص بىغرضى است چرا بايد تمام مشاغل دولتى را به كسان و بستگان خود واگذارد و سايرين محروم باشند . اين بود كه رفته‌رفته خاطر مبارك از وى آزرده شد . از آن طرف فرمانفرما به دستيارى ميرزا محمود خان حكيم الملك رئيس اطباى حضور و بصير السلطنه ناظم خلوت به پيشخدمت‌ها و فراش خلوت‌هاى همايونى سپرده بود كه حرمت صدراعظم را نگاه ندارند و هرگاه مىگذرد تواضع و تكريم به او ننمايند .

--> ( 1 ) . پارك اتابك ، محل فعلى سفارت شوروى سابق و روسيه امروزى . ( 2 ) . Super