عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

52

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

قريب سى كرور نفس مىشود ، از اين جمله بيست و پنج كرورش شيعى جعفرى تخمينا مىباشند ، قريب دو كرور هم در كردستان و نواحى آذربايجان و بلاد ديگر ايران سنى مذهب دارد يك كرور هم - يا كمتر يا بيشتر - ارمنى مذهب دارد كه پيرو عيسى نبى عليه السّلام مىباشند . آنها به چند فرقه مختلف باشند : مذهب كاتوليك ، مذهب پرتستان ، مذهب كلدانى كه از اعراب متنصره‌اند و فرق ديگر ، تقريبا صد هزار و كسرى موسوى در ايران است و قريب بيست هزار نفس در بلاد ايران مجوس و زردشتى مذهب است كه آنها را امروزه گبر گويند . قريب دويست ، سيصد هزار نفر علىّ الله مذهب در ايران مىباشد كه آنها را نه‌نه كلى نيز مىگويند . امير المؤمنين على عليه السّلام را اين فرقه به جاى خداوند تعالى پرستش نمايند و تقريبا دويست هزار نفر يا كمتر در ايران بابى و بهائى مذهب دارد كه ميرزا سيد على محمد شيرازى را كه گفت من بابم ، قائم موعود « 1 » پندارند . پيروان او دو فرقه شدند : يكى بابى و آنها پيرو ميرزا سيد على محمد تنها مىباشند ، ديگر بهايى ، اين فرقه ميرزا حسينعلى نام را كه دعوى جانشينى باب را داشت و در اول عهد خود را ظهور حسينى مىگفت و پس از آن ترقى كرده از امامت و نبوت گذشته دعوى الوهيت كرد پيشوا و امام عصر دانند . چون ميرزا حسينعلى ملقب به بهاء بود پيروانش [ را ] بهايى خوانند . در فرقهء بابى و بهايى اهل علم و دانشمند نيست ، لكن براى مجلس‌پردازى و عوام‌فريبى بعضى احاديث و آيات را به خاطر سپرده‌اند و به ميل خود تأويل مىنمايند . كتب معروفهء ايشان كتاب بيان ، كتاب ايقان ، كتاب اقدس است . اين دو طايفه بابى و بهايى يكديگر را كافر مىدانند . قريب يك كرور نفس هم در ايران طبيعى مذهب دارد كه به هيچ طريقه معتقد نباشند ، ثواب و عقاب و حشر و نشر را باور ندارند و از هيچ معصيتى پرهيز نكنند . اما فرقهء شيعى مذهب كه اصل اساس مذهبى مملكت ايران است به چند فرقه منشعب شده‌اند ، فرقهء عمومش متشرعه مىباشد كه به يگانگى خداى تعالى و خاتميت

--> ( 1 ) . متن : همه‌جا قائم موعود .