عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 24
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
هرگز نخواهد گذاشت كه يادگارهاى فرهنگى خانواده از بين برود زيرا تا آنجا كه مىدانم همهء افراد خاندان ايشان ، از زن و مرد تحصيل كرده و فرهيختهاند و ميراث فرهنگى را ارج مىنهند . بارى اين مقدمه به درازا كشيد و به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقى است . و اينك شايسته است كه شرحى دربارهء اهميت اين يادداشتها بر قلم آورم تا حق نعمت شادروان عبد الحسين خان ملك المورخين لسان السلطنه گزارده آيد . يادداشتها چنان كه خوانندگان دريافتهاند نوعا كوتاه و موجز و روشن و گويا نوشته شده و زبانى ساده و بىاشكال دارد و نويسنده هرگز درصدد اظهار فضل و قلنبهگويى برنيامده و مسائل را بىروى و ريا بيان داشته و همهجا نسبت به جامعهء نگونبخت ايران آن روزگارى دلسوزى نشان داده و از زورگويان و تجاوزكاران و ستمگران بد گفته و بد نوشته و گاه آنان را لعن كرده و داوريهاى تند و اغلب درست و بجا كرده است . اين يادداشتها بهطور كلى شامل دو قسمت است : يكى مسائل مربوط به جهان كه بيشتر از روى روزنامههاى مختلف بيشتر از جرايد و مجلات عربى گرفته شده و ديگر قسمتها كه مربوط به ايران است از مشاهدات و مسموعات دست اول خود مؤلف است كه به مناسبت شغل دربارى خود بسيارى از حوادث را مىتوانست ببيند يا از دهان بازيگران سياسى مستقيما بشنود و بر روى كاغذ آورد . در اين مورد هم اين نكته قابل ذكر است كه شرح وقايع چند سالهء اول كه مؤلف تحرير و به شاه قاجار تقديم كرده است با قسمتهاى ديگر متفاوت است و طبيعة مىبايست همچنين باشد ، زيرا مؤلف آن قسمتها را براى عرضه به مظفر الدين شاه نوشته و طبعا در تحرير آن دقت بيشترى كرده و مطالب را با انسجام بيشترى نوشته حتى عنوان ( تيتر ) بندى كرده و از آن گذشته از شخص شاه و اذنابش بالاجبار تمجيد و تحسين نموده و همهء كارها را به سامان و همهء افراد را به نيكى ياد كرده است و از ترس غضب شاه يا سخط درباريان كوشيده است تا همهچيز و همهكس را خوب و نغز و دلكش معرفى كند كه سروكارش با دربارى مستبد و افرادى فاسد و مغرض و كينهتوز بوده و مؤلف بيچاره ناگزير دست به عصا قدم برداشته است درحالىكه بقيهء مطالب ، چون به كسى عرضه نشده و در حقيقت براى درد دل و شكايت از روزگار نوشته آن انسجام و دقت را ندارد ، اما در عوض صادق است و