سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
87
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
روز به قلعهء ماو رسيديم . در آنجا گفتند كه در راه جنگلى طائفه « جد » هستند كه مزاحم خواهند بود . به اين جهت ما راه بيابان را پيش گرفتيم . فرداى آن روز به محل چاههاى آب رسيديم اما چاهها آب نداشت . چند تن از همراهان از تشنگى و از اثر باد سموم قريب الموت شده بودند . به هر يك از آنها ترياق فاروق دادم و فرداى آن روز با شفقت فراوان بهبود يافتند . پس از مشاهده اين احوال ناچار از راه بيابان صرفنظر كرديم و دوباره به قلعه ماو بازگشتيم . در آن بيابان مورهائى ديديم به بزرگى گنجشك كوچك . همراهان سندى ما از رفتن به راه جنگلستان مىترسيدند . عاقبت با پند و نصيحت به همقطاران و همراهان قوت قلب مىبخشيدم و شعر يتيم را براى ايشان مىخواندم . يتيم قادر اولان نيجه شير افكنه * صونسهتدار كله صو نر دشمنه رأى قوى واحد و الف اولسهار * رأى قوى سمتى در اهل ظفر بير اولاوز واحد و دشمن ماية * بيزه يتر آيت « كَمْ مِنْ فِئَةٍ » « 1 » آنگاه ده نفر تفنگدار از تفنگداران خودمان را در جلو و ده نفر
--> ( 1 ) - معنى اشعار چنين است : كسى كه قادر است چندين شير بيفكند * با تداركات كافى بر دشمن نيز پيروز مىشود اگر يك تن واحد قوىدل باشد و دشمن هزار * آنكه دلش قوى است پيروز مىشود ما هم اگر يك نفر باشيم و دشمن صد نفر * براى ما آيهء « كَمْ مِنْ فِئَةٍ » كافى است ( در اين اشعار تركى هم كلمات عربى و آيه قرآنى خوب به چشم مىخورد . )