سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

88

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

را در عقب و بقيهء همراهان را در وسط قرار دادم . به عنايت بىنهايت حضرت باريتعالى توكل كرده روانه شديم سندىها هم چون اين وضع را ديدند همراه ما آمدند تا به آن جنگلستان جان‌ستان رسيديم . با هزاران بلا و محنت در مدت ده روز به اوچى آمديم . در آنجا با شيخ ابراهيم ملاقات كرديم و از او دعاى خير گرفتيم . مرقد شيخ جمال و شيخ جلال قدس اللّه - سّرهما العزيز را هم زيارت كرديم . در اول ماه رمضان المبارك روانه شده به آب‌كاره آمديم . به سنديها كه همراه آمده بودند اجازه بازگشت داديم . خودمان كلك‌هائى ساختيم و از آب گذشتيم . سپس به آب‌ماچوار رسيديم . از اين آب بوسيلهء كشتى گذشتيم . در آنجا قريب پانصد نفر از « جد » ها بودند اما از تفنگ‌هاى ما ترسيدند و كارى نكردند . از آنجا نيز روانه شديم و در مدت پانزده روز در نيمه ماه رمضان به شهر ملتان « 1 » رسيديم .

--> ( 1 ) - شهر مولتان پايتخت ولايت سند بود .