سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
63
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
هنگام جذر لنگر مىانداختيم و با هزاران محنت و بلا بالاخره به عنايت حضرت حق سه ماه تمام پس از حركت از بصره به قلعه سرت ولايت گجرات رسيديم . وقتى داخل قلعه شديم اهل اسلام مسرور و شادان شدند و گفتند شما خضر نجات ما هستيد . به هنگام آشوب ولايت گجرات به يارى ما رسيدهايد . اگرچه از دوران نوح تاكنون درين دريا چنين طوفانى روى نداده اما از زمان آدم تا امروز از ديار روم هيچ كشتى به ديار هند نيامد . كه چنين فرمانده و ناخداى عالم و ماهرى در علم دريا داشته باشد . اميد است كه ان شاء الله الرحمن عن قريب الزمان ولايت گجرات به تحت حمايت ممالك عليه عثمانيه درآيد و بنادر هند از دست كفّار خاكسار رهائى يابد . در آنجا دانستيم كه پس از وفات پادشاه سابق گجرات سلطان بهادر جوانى دوازده ساله بنام سلطان احمد از خويشاوندان او بعنوان پادشاه گجرات بر تخت نشسته مراسم جلوس به عمل آورده و لشكر از او اطاعت كردهاند . اما يكى از خانهاى بزرگ به نام ناصر الملك سلطنت او را قبول نكرده چتر برافراشته « 1 » . و به ادعاى پادشاهى قيام كرده سپاهى انبوه گرد آورده ، قلعهء بروج را متصرف گشته ، با كفار بدفعال كه در كره بودند ارتباط برقرار ساخته ، به فرمانده ايشان نامه نوشته ، كس فرستاده ، همدست شده و گفته تمام بنادر گجرات هند يعنى دمن ، سرت ، بروج ، كتبايه
--> ( 1 ) - در هند و بعضى نواحى ديگر چتر افراشتن علامت حكمرانى و سلطنت بوده و هست .