سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
54
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
حافظ شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حايل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها الحاصل . چاروناچار به وزش باد روزگار تابع شديم و به قضاى الهى رضا داديم . به عنايت حق توكل كرديم و به همت انبياى عظام و اولياى كرام توسل جستيم . گاهگاه براى تسكين خاطر غمگين اين شعر را مىخواندم : يتيم دوشمه انكين غمه فورتنه چقدر صاولور * ساكن فلك رضا اول كوريننجه قرالر « 1 » و گاهى دل محزون را با اين شعر تسلى مىدادم و مىگفتم لمؤلفه اى كوكل كل دوشمه غم گردابنه دريادل اول * بركى كون اسسون صاورسون بويله قالمز روزگار « 2 »
--> ( 1 ) - معنى شعر اينست : خود را به درياى غم مسپار ، طوفان مىخيزد و فرو مىنشيند به كشتى رضا بنشين ، مسلما خشكى را خواهى ديد بدينسان نمىماند . ( 2 ) - معنى شعر اينست : اى دل به گرداب غم ميفت ، دريا دل شو * باد يك دو روزى مىوزد ، موج مىخيزد اما بدينسان نمىماند .