سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

55

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

بدين منوال ده روزى در دريابار هند با طوفان و باران‌هاى تند دست بگريبان بوديم ، چنان كه مادر و فرزند هم يكديگر را نمىشناختند و دوست روى دوست را نمىديد . به همراهان كه در كشتى بودند دلگرمى و نصيحت مىدادم و چندى بعد گفتم همه به « سويورغه » « 1 » آماده باشيد . اما چشم بصيرت بگشائيد . ان شاء الله انجام كار خير است . در آن هنگام در دريا ماهىهاى بزرگ به طول دو غدرغه بلكه زياده ديده شد . معلّم « 2 » ها گفتند مبارك است ، نترسيد . به ساحل نزديك هستيم در اينجا جذرومد دريا وجود دارد و اينها علامت بروز جذر است . چندى بعد به حوالى خليج كوچك جكده رسيدم . در آنجا فرس البحر « 3 » مارهاى بزرگ دريائى و لاك پشت‌هاى فراوان ديديم كه بر اثر طوفان مثل خرمن روى هم ريخته و « رشتهء بحرى « 4 » » بهم پيچيده ديديم . كمى بعد رنگ دريا تغيير يافت و رو بسفيدى گذاشت . معلم‌ها كه اين احوال را ديدند فرياد برآوردند كه به گرداب درياى هند مىافتيم . اين گرداب‌ها افسانه‌هاى بىاساس نيست . يكى از آنها در سواحل حبشه در حوالى گردفون و ديگرى در سواحل سند حوالى خليج جگد مىباشد . در كتب دريانوردى نوشته‌اند و ذكر كرده‌اند كه اگر كشتى به اين

--> ( 1 ) - به آب پريدن به هنگام خطر . ( 2 ) - راهنماى دريائى كه امير بلوچستان همراه كرده بود . ( 3 ) - اسب دريائى . ( 4 ) - نوعى ماهى و آبزى است كه به شكل طناب مىباشد .