سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

48

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

با لشكرى فزون از حدّ بوسيله دوازده فروند كشتى و بيست و دو « غراب » كه جمعا سى و چهار فروند بودند به ما هجوم آوردند . براى خيره كردن چشم ما « ما يستره » هاى خود را بالا كشيده و « تنته » ها را پهن كردند و با « قروله‌ها » و « چنبريلكن » « 1 » گشاده كشتىهاى خود را با فلاندرها زينت دادند . ما نيز به كمك حضرت حق كمر همت بسته آمادهء جنگ شديم . كشتىهاشان به « غدرغه » هاى ما نزديك شدند . جنگ سختى با توپ و تفنگ و حتى شمشير درگرفت . چنان جنگى كه وصف كردنى نيست . حتى دريچه‌هاى كوچك كشتىهاى جنگى را كه مانند روزنه بود گشوده بودند و از آنجا نيز بسوى ما هجوم مىآوردند . به غدرغه‌هاى ما آنقدر تير زده بودند كه به شكل خارپشت درآمده بودند . گلوله‌هاى تفنگ هم مثل باران ميريخت . يتيم طاشلرى كولكلرى كيم يغدرور * هر برى در ياده دو كندى اولور « 2 » يكى از غدرغه‌هاى ما را با خمپارهء توپ سوزاندند اما به حكمت حق از غدرغه سوخته ما آتش به كشتىهاى ايشان گرفت . در نتيجه يك

--> ( 1 ) - اسامى همه كلمات و نام بادبانها و آلات و ادوات كشتىهاى جنگى است . ( 2 ) - معنى شعر چنين است : آيا چه كسى اين سنگ‌ها و كلوخ‌ها را مىباراند ؟ * كه هر كدام حتى براى دريا هم بارى سنگين است .