سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

49

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

غدرغه از ما و پنج غدرغه از دشمن در نزديكى ساحل واژگون شد و همه غرق شدند . سرنشينان كشتىها به دريا افتادند و بسيارى هلاك شدند . يك كشتى ديگر دشمن نيز كه بادبانرا پائين كشيده و با پارو مىرفت به ساحل خورد و شكست . الغرض از هر دو جانب بسيارى از ملاحان و پاروكشان از پا درآمدند و از پارو كشيدن بازماندند و طاقتشان طاق گشت . معهذا بالضروره لنگر كشيديم . لنگرها را از طرف عقب كشتىها آويزان كرديم و باز هم به جنگ ادامه داديم . زورق‌ها را به روى دريا انداختيم . از رئيس‌هاى غدرغه‌هاى غرق شده علمشاه رئيس قره مصطفى ، قلفات ممى و سردار كوكلى درزى ، مصطفى بيك و چند تن ديگر از افسران مصرى و از گروه آلاتچىها دويست نفر را از دريا گرفتيم . اما پاروكشان چون اغلب عرب بودند و شناگران ماهر بودند خودشان را با شنا به ساحل رساندند . در اين وقت گروه بزرگى از اعراب از صحراى نجد آمده به اهل اسلام كمك كردند و آنها را به طرف خشكى راه نمودند . غراب‌هاى كافر كه شكسته بودند نيز خود را به ساحل رساندند اما معلوم شد كه پاروكشان كافر از قوم عرب بودند كه به مزدورى پارو مىزدند و آنها نيز همه به ديار عربستان رفتند . خدا مىداند چه جنگ عظيمى بود كه جنگهاى مرحوم خير الدين پاشا با « آندريه طوريه » و « جنددال » به چنين شدت نبوده است .