سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
47
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
قپودانى روشن شد . قپودان كافر ترسيده فرمان داد توپ تنبيه « 1 » شليك كنند . كشتىهاى كافر سّكان چرخاندند و به سوى هرمز رو برگرداندند و با سرعت فرار كردند . در سايهء دولت پادشاه سعادتجاه بعنايت الله تعالى و حسن توفيقه بر كافر پيروز شديم و اعداى دين منهزم گشتند . بالاخره تاريكى شب فرا رسيد . سطح دريا آرام بود . در آن هنگام ناگهان باد موافق بشدت وزيدن گرفت . ما بادبانها را گشوديم و چون ساحل نزديك بود تا صبح به موازات ساحل به راه دريا ادامه داديم . در طى راه چندين بار رگبارهاى شديد باران باريد . آبها را از سطح كشتىها پاك كرديم و كمى به وسط دريا رفتيم . دكلها را پائين كشيديم و به راه خود ادامه داديم . فرداى آن شب به شهر خورفكان رسيديم . آب گرفتيم و بعد به طرف جنوب سكّان پيچانديم . به شهر عمان از ولايت عمّان يعنى شهر شحار آمديم . هفده روز پس از روز جنگ بود كه در دريا مىرانديم . روز بيست و ششم رمضان كه شب قدر مىشد طرفهاى عصر به حوالى قلعه مسكت « 2 » و قلهات رسيديم . هنگام صبح از بندرگاه مسكت « غورنه دورك اوغلا كوّه كاپيتان » « 3 »
--> ( 1 ) - توپ هشدار در دريانوردى . ( 2 ) - نام مسقط در متن كتاب به اين صورت آمده است . ( 3 ) - ظاهرا نام فرمانده پرتغالى در بندر مسقط بوده است كه با شكل تركى نقل شده است .