ميرزا على تبريزى ( شهيد )

32

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )

حكما بايد از باغ خود كه متصل به شهر است بيرون برود و پسرش به مسجد نرود . وليعهد حكم كرد از باغ بيرون رفت و در قزلجه ميدان سه فرسخى شهر نشست و مردم چنان فهميدند كه از آنجا تدارك خود را ديده به يكى از مشاهد مشرفه خواهد رفت ( در اين‌باره در كتاب زندگينامه شهيد توضيحات بيشترى داده شده بدان كتاب مراجعه شود . م ) 12 رمضان 1324 اعلان منحوسى بنام انجمن ملى بديوارها چسباندند حاصل اينكه تا كى در مذهب قديم خواهيد بود و حرفهاى كهنه خواهيد شنيد و تا كى به مجلس و مسجد علماء خواهيد رفت ؟ جزء مسجد ثقة الاسلام و ميرزا صادق آقا نبايد به مسجد ديگر برويد . يكى از اين اعلانها را در مسجد حاجى ميرزا اسد الله 22 واعظ و ديگرى را در مسجد حاجى سيد محمد يزدى چسبانده بوده‌اند و حاجى ميرزا اسد الله اعلان را بالاى منبر عنوان كرده خيلى بد گفته بود و اين انجمن را متهم به بابىگرى نموده بود . قبل از اين اعلان پاره‌كاغذها بعبارات قبيحه به مجتهد نوشته بودند كه او هم از كم ظرفى بالاى منبر عنوان كرد و اسباب افتضاح شد . شب 13 ماه ( رمضان 1324 ) من مطلع شدم كه همچو اعلان منحوس كرده‌اند و در اين ضمن دو تدبير كرده‌اند يكى اينكه مردم را بعنوان مذهب رم بدهند دويم اينكه علماء را توهين كرده مرا و ميرزا صادق آقا را متهم نمايند . موعظه براى مردم : روز پنجشنبه 13 بين الطلوعين گفتم : مردم بعد از نماز متفرق نشوند و قبل از وقت بعضى اشخاص را مسبوق كرده بودم كه بهمديگر خبر بدهند و حاضر در موعظه بشوند . بعد از نماز رفتم منبر و مردم بر خلاف هرروز كه بعد از نماز بعضى براى موعظه