ميرزا على تبريزى ( شهيد )
26
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )
ميتوانستند گفتند . وليعهد از همه اجزاء بدگمان شده جز بنان السلطنه و رحيم خان و فتح السلطان كسى را راه نميداد ، رحيم خان تعهد مىكند كه همه مردم را به زور گلوله داغان مينمايم ، نظام 15 السلطنه بشدت مانع شده تهديد مىكند كه اگر اين كار را نمايند سلطنت شما منقرض مىشود و شما را در وليعهدى نمىگذارند . در عالم معنى از نظام السلطنه هم نهايت انزجار خاطر براى وليعهد بود و او را حامى مشروطه بلكه محرك ميدانست و سابقه كدورت از او هم علاوه و مزيد بر علت مىشد . فصل : ( بعد از بازشدن بازار و اطمينان مردم . . . ) بعد از بازشدن بازار و اطمينان مردم جمعى از تجار از تحصن قنسولخانه دست برنداشته قرار دادند هرشب چند نفر بالمناوبه آنجا باشند ، ائمه جماعت كه موسس بودند ايشان هم بالمناوبه بودند و در اين بين صحبت اينكه بايد نان را ارزان كرد در افواه بود و مشغول مذاكره بودند و بالاخره نان را به قيمت يك من به هشت عباسى تنزل دادند ( اول قيمت معمولى يك من دو قران بود ولى در باطن قيم مختلفه داشت ) از جانب نظام السلطنه به چند نفر اخبار كردند كه 17 ماه در عمارت وليعهدى براى امرى حاضر شوند كه از جمله من بودم چيزى از مطلب دستگير نشد الا اينكه اين اجتماع براى امر غله است . روز مزبور حاضر شديم جناب مجتهد و امام جمعه و حاجى ميرزا محسن آقا و حاجى ميرزا مهدى 16 و نظام العلماء و من از طبقه علماء بودند ، تا اينكه وليعهد تشريف آورد از تجار هم جماعتى آمدند . از اعيان نيز ساعد الملك و از نظام مفاخر الدوله 17 وعد الملك 18 بودند صحبت از غله شد ، اولين عنوان را نظام - السلطنه كرد كه دولت شش هزار خروار غله ميدهد ملاك هم هفت هزار بدهند و با اين سيزده هزار امور خبازخانه اداره شود . امام جمعه گفت : ملت هم شش هزار ميدهد هفت هزار لازم نيست اين فقره چند