ميرزا على تبريزى ( شهيد )

9

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )

مشربان و مديريت و رياست دودمان پرداخته و لقب و مستمرى پدر از طرف مظفر الدين شاه به او اعطاء شده است . اين بزرگمرد علاوه‌بر دانشمند و اديب‌بودن با تتبعات و تأليفات و تحريرات نيز سروكار داشته است كه ترجمهء « بث الشكواى - عتبى و هفت جلد مرآت الكتب » نمونه‌هائى از آثار قلمى اوست . مرحوم مزبور با وجود در سلك روحانىبودن ، به علت علاقه و دستيابى به كتب و رسالات انديشمندان زمان ، چون يوسف خان مستشار - الدوله ( مقتول در زمان ناصر الدين شاه ) و طالب اوف و غيره و دلبستگى به مطالعه روزنامه‌ها و مجلات خارجى و داخلى مقارن آغاز مشروطه ، عقيدهء خاصى به آزادى و حريت و دموكراسى پيدا كرده و با آمادگى ذهنى داشتن در اين راه با انقلاب مشروطه مصادف و بسوى آن كشيده مىشود و در عملى شدن آن رژيم تلاش مىكند . بموجب آثار قلمى كه از آن شادروان باقيمانده دانسته مىشود كه او در اين كشش و كوشش مراحلى را طى كرده است كه ميتوان آن مراحل را به تحقيق و دريافت و همكارى و يأس و متاركه و مراجعت و مشاركت و شيفتگى تقسيم نمود و نتيجه آن شيفتگى را به جان سپردن وى در راه آزادى ملت و استقلال مملكت خاتمه يافته دانست . پوشيدنى نيست كه او در تمام آن مراحل به سر عقيده حريت‌طلبى و استقلال خواهى و رفاه ملت استوار بوده و مانند يك ايده‌ئولوك از گره‌كشانى و نقشه‌پردازى و اقدامات حساب‌شده دريغ نداشته و اين راه را با مسالمت و تعقل مىپيموده است كه تفصيل كامل آن در كتاب « زندگىنامه » وى آمده و اعاده‌اش در اينجا نه ضرور است و نه مقدور . مگر خيلى فشرده كنيم كه اين نادره‌مرد ، چه در زمانى كه محمد عليشاه نسبت به مشروطه بدگمان بوده و براى از كار انداختن چرخهاى آن رژيم و ابترگذاردن قانون اساسى بازيهاى گوناگون ميكرده و چه در ايامى كه بتوپ‌بستن مجلس شوراى ملى پرداخته و با ملت علنا پنجه درافكنده بود ، در كليه اين اوضاع و احوال آن مرحوم از حركت‌دهندگان مبرز مهره‌هاى نبرد بوده است . اهميت وجود اين رجل مبارز ، از تلگرافى معلوم مىشود كه پس از انحلال