محمد على خان رشوند

12

مجمل رشوند ( فارسى )

على نقى كه وزير و مدار اليه امورات بود ، در سردرى جناب شيخ الاسلام 5 ، بعد از افطار احضار و دستور العملها را مكتوبا و ملفوظا فرموده ، از همانجا سوار شده ، على الصباح به ميزوج آمده ، چون هوا بسيار گرم بود ، طرف عصر سوار شده ، به ورتوان وارد ، فرداى ديگر به ييلاق امين‌آباد آمده ، تا آخر سال از داخل و خارج از احضار سرباز و وصول ماليات كه به عاليجاه ميرزا محمد رضا 6 ، سررشته‌دار سوارهء ايلات بود ، سوانحات زياد وارد آمده ، در ابتداء عيد نوروز احضار به شهر فرمودند . مجملا چون نشر خرابى رودبار در شهر انتشار يافت ، عاليجاه ميرزا على نقى وزير و عاليجاه ميرزا محمد رضا با جمعى از اعيان قزوين مشورت كرده ، چنان مصلحت دانستند كه طرفين تعليقه‌جات مشفقانه به حقير بنويسند كه حقير به شهر رفته ، نظر به قدردانى والى كه مكنون خاطرش تربيت هر خانواده بود كه هر كس نان قديم خود را داشته باشد و هم حاكم خارج ، كه هر سال رعيّت اين ولايت در دست يك نفر باشد نتيجه‌اش خرابى كه شيرازه و بنيچه‌اش خواهد گسيخت من باب مصلحت امر رودبار را به حقير تفويض فرمايند . غلامى را رو [ انه ] و تعليقه‌جات را كه مبنى بر مهربانى و مشعر بر احضار بود ملاحظه كرده ، به عزم نقل‌مكان و بازديد عيد ، به شهرستان 7 در خانهء نور الله خان رفته ، در عرض راه آقا حسينعلى و ساير كدخدايان رودبار كه به عزم ديدن عيد مىآمدند ، برخورده به هيأت مجموعى به شهرستان وارد . نور الله خان لازمهء خفض جناح به عمل آورده ، با حضرات از روى مشورت و مصلحت ، پس از گفت‌وشنود فراوان در اين معنى همداستان شده ، فردا را حركت نموده ، نظر به زيادتى آب شاهرود 8 ، از پل باطين 9 عبور كرده ، در هواى باران وارد قسطين لار شده ، على الصباح از راه رزجرد ، در ميان اشجار و انهار سايه گزين ، استراحت كردند . بعد از صرف ناهار ، از دروازهء حكم‌آباد وارد شهر گرديد . مجملا به وضوح پيوست كه وزير به ديدن علامة العلمائى آقائى شيخ صالح 10 تشريف برده‌اند . در همانجا مقارن غروب شرفياب ، پس از لوازم گفتگو مرخص منزل فرموده ، سواره خدمت عاليجاه ميرزا محمد رضا رسيده ، در منزل خود