محمد على خان رشوند

11

مجمل رشوند ( فارسى )

[ ذكر تتمه وقايع ] [ وقايع سال 1271 ه ق ] مجملا چون از آمدوشد حكّام جارحه به رودبار ، كتف و جارحهء مردم از گرانبارى اجحافات ديوانى مجروح شد كه چند قريه در رودبار خراب ماند ، جز آب در جگر اهل اين ديار باقى نمانده و ديّارى در محال مخروبه باقى نبود ، مقرب الخاقان - خسرو خان والى 2 - به امر حكومت قزوين مقتدر شد ، يمن معدلتش مقتضى آبادى ، اسم پيشكش و ترجمان از هر بىكس و بىزبان متروك شد . حسن سلوكش به مرتبه‌اى كه كسى جرأت بردن بره‌اى به رسم پيشكش به حضورش نداشت و اگر كسى جسارت خسارت بره مىنمود ، تفتيش مىنمود كه البته در محل قيمت آن صادر شده است ، حكما رد مىنمود . ممرّ معاشش از كارخانه و ساير مخارج و بذل از وجه ماليات قزوين ، قدغن بليغ كرده بود ، از وجوه منافع املاك لشت‌نشا كه در گيلان داشت ، صرف مىنمود . در اوايل ورودش ، حقير در ايام رمضان ، در باغ كلاه فرنگى 3 شرفياب ، مدت بيست روز متوقف ، لازمهء تفقّد و مهربانى را فرمودند . چون اواسط سال بود ، نواب افراسياب ميرزا كه مرتكب امر رودبار شده بود ، در روز مرخصى ، در تالار بالامرتبهء كلاه فرنگى ، دست او را گرفته به حقير سپردند . شب را عاليجاه ميرزا 4