محمد على خان رشوند

مقدمه 20

مجمل رشوند ( فارسى )

سليمانيه‌اى ، سنندجى ، كرمانشاهى ، بايزيدى ، عبدوئى ، زندى ( فرهنگ فارسى معين ، ج 1 صفحهء بيست و هشت ) » . زيستگاه اوّليه و تاريخ اسكان رشوندها در رودبار مقدمة بايد گفت ، دولتها از نقل و انتقال طوايف و ايلات ، سياست و مقاصدى را مدّ نظر داشته‌اند . گاه براى جلوگيرى از شورش و سركشى يك ايل ، ايل ديگرى را - كه ظاهرا با ايل اوّل خويشاوندى و هم‌سوئى نداشته - در يك منطقه قرار مىداده‌اند . گاه براى شكستن و ضعيف كردن يك ايل بزرگ ، شمارى از آنان را به نقطه‌اى ديگر از كشور منتقل مىكرده‌اند و بالأخره زمانى نيز براى جلوگيرى از هجوم يك دشمن بزرگ به داخل كشور ، چند ايل در يك منطقه سكونت داده شده‌اند تا از حدود و ثغور وطن پاسدارى كنند . باتوجه به بعض از مآخذ موجود ، ايلات و طوايف ساكن قزوين و پيرامون آن ، در دورانهاى مختلفى به اين منطقه كوچ داده شده است ؛ به‌طور مثال : ايل عمارلو و كاكاوند در دورهء پادشاهى نادر شاه افشار ( حكومت 1148 - 1160 ه . ق . ) ، از قوچان خراسان و كرمانشاهان به منطقهء عمارلو - كه قبلا خرگام نام داشته - انتقال داده شده‌اند ( بامداد ، ج 5 ، ص 20 ؛ قوم لر ، ص 178 ؛ از آستارا تا استارباد ، ج 1 ، ص 495 ؛ رابينو ، ص 259 ؛ خچكو ، ص 63 ) . يا طايفهء ديگرى از كردها - كه نام آن معلوم نيست - در سال 1212 ه . ق . مطابق آغاز پادشاهى فتحعلى شاه قاجار ، به قزوين كوچ كرده ، و مسكن گزيده‌اند ( برگى از تاريخ قزوين ، ص 61 و 62 ) . ايلات چگينى و غياثوند و ما فى نيز در دورهء فرمانروائى آقا محمد خان قاجار حدود سال 1198 ه . ق . از خرّم‌آباد و فارس به قزوين و پيرامون آن ، آمده‌اند ( سفرنامهء ميرزا ابراهيم ، [ ميرزا محمد رشتى ] ، ص 174 ؛ قوم لر ، ص 177 و 178 ) .