محمد على خان رشوند

73

مجمل رشوند ( فارسى )

او بعيد بود مستظهر كرده كه بايد طايفه را شورش بدهى به عرض داد بيابند . غرض از عرض و طول كلام بىحميتى خود را در خلوة جلوه داده ، از اين طرف هم اينجانب عريضه‌اى مشعر بر جا خالى و قوشى با بعضى لوازم فرستاده ، مترصد التفات بودم . ضمنا هم مراسله‌اى به عاليجاه ميرزا نصير نوشتم كه سركار ميرپنجه شرطى قرار دادند كه اگر از سركردگان ايلات چيزى نگيرد تمسك مرا هم التفات فرمايد . تو رفته اظهار اين معنى را كرده ، بواسطه و مهمانى شايد تمسك را دريافت و ارسال دارى . معزى اليه كه دوست نادان بود ، به تنك مغزى برآمده با سخن‌هاى خشن كه حسن و قبح اشياء به عقل است ، بيعقلانه جشن او را منغّص و اين معنى با آنكه مادهء او مستعد بهانه‌جوئى بود ، منقبض طبع شده و ميرزا محمد رضا هم كه در امر خود مطمئن شد ، منقّض عهد و مواثيق شده ، در بدرقه ميرپنجه ، در سر باغستان سفيد ، مهرى از روى بىمهرى مهر كرده ، در معاودت به شهر شرحى عاليجاه ميرزا محمد رضا به آن اسلوب كه در ميان بود ، نوشته كه وجه تمسك شما را به سركار مير پنجه توسط كردم ، نصف را عفو و نصف را قرار دادند كه از مفسدين طايفه گرفته شود و به شهر آمده بىشهرت يك شب مانده ، دستورالعمل داده و گرفته مراجعت كن . همان نوشته را از روى بىاعتنائى به عاليجاه ميرزا نصير داده ، مشار اليه نيز در طبق او شرح طويلى كه اسباب سرخ روئى او شود نوشته ، يك نفر از كسان خود را به سرج يابوئى سوار كرده فرستاده . چون ايام عاشورا در ميان بود ، تكيه اعلائى چيده شده ، پس از ايّام عاشورا و سيزدهم ماه حركت كرده ، شب را به كتكان از اغواى رمضان بيك عمو استشمام رايحهء تحريكى شده ، از ورتوان عبورا وارد ميزوج ، ناهار صرف و سرف شده ، چون آفتاب در شرف غروب بود ، در شفيع‌آباد شب را به سر برده و در باغات عبدل‌آباد طرف عصر عطلت روى داده بود و باغبان آنجا بعضى تفتها پيش آورده بودند ، ورود به شهر ممكن نشد . على الصباح وارد شهر ، در خانهء ميرزا نصير به جهت رفع استجمام پياده شده ، پس از انجام لوازمات ، هنوز استحمام نشده ، وارد خدمت عاليجاه ميرزا محمد رضا شده ، چون وقت چايى بود ، سركردگان