محمد على خان رشوند
65
مجمل رشوند ( فارسى )
بيمزگى برآمده ترشروئى آغاز و عاليشان ميرزا ربيع نيز كه به مباشرت او قيام و اقدام داشت ، محرّك شده ، كار به تندى و تيزى كشيده ، حرفهاى تلخ به ميان آمده ، حقير وقت افطار به شهرستان بالا رفته ، فرداى ديگر مراجعت ، كار به خشونت انجاميده ، ميرزا ربيع كار را يكرو كرده ، آقا صفر على از رشگينپرّه آمده ، به جهت رفع شكرآب شيرينى خورده شد و يكصد و چهل تومان قبض محلى از بابت طلب سنهء ماضيه نوشته داد . لابد سماجت نكرده ، مبالغى كه از قسط رودبار جمع شده بود ، بمصحوب كربلائى باباى قاطرچى به جهت سيف الله ميرزا روانه ساخت . در آن اوقات آقا خان سرتيپ پيشكشى داده ، به تقويت ميرزا فتح الله وزير لشكر مستدعى از ديوان همايون اعلى شده كه هشتصد تومان از احشام ايلات بضميمهء خرج سفره از براى من حكم مستمر صادر شود . از جمله فتح الله خان جليلوند هم در خدمت عاليجاه ميرزا نصير آمده مطالبهء وجه هشتاد تومان از رشوند مىنمود . عريضهجاتى به دار الخلافه نوشته شد بمصحوب همان كربلائى باباى حامل انفاد شد . دوازده روزه قاطرچى عود نمود . از جمله اخبارات آنكه نواب سيف الله ميرزا معزول شد و تعليقهاى هم آورد كه از رشوند پنجاه تومان زياده مطالبه نشود . چون عاليجاه ميرزا نصير از عزل او مطلع شد ، پس از اعمال ايام احيا ، روز بيست و چهارم سوار شده ، ميرزا ربيع و ميرزا كوچك را برداشته ، از راه الموت عنان بادپا را نكشيده ، آب و نان را بر خود حرام ، چون عود در مجمر آتش سوخته ، وارد طهران شده ، در درب خانهء سيف الله ميرزا خاكسار شد كه دويست تومان وجه پيشكش مرا بايد رد كرد . چهل روز معطل ، شاهزاده كه حاكم ملاير شده بود ، جهل مركب شده و بر مركب جهل سوار و نقلمكان به شاهزاده عبد العظيم ( ع ) كرده ، عاليجاه ميرزا نصير به صدارت عظمى عارض شده ، محصلى گرفته ، مانند نزول دمامى بر سيف الله ميرزا عارض شده ، مطالبهء وجه پيشكش را نموده ، بالاخره بتوسط ميرزا رحيم پيشخدمت اعليحضرت اقدس شهريارى به يكصد تومان گذرانده ، مراجعت نمود .