محمد على خان رشوند

40

مجمل رشوند ( فارسى )

حالت نزع بود ، محض ديدن به دستجرد رفته ، از ملاقات و مقالات لازمه امتنان بهمرسانيده ، مراجعت نمود . شب را به بهرام‌آباد آمده در بالاخانهء طرف شاهرود ، آن شب را به سر برده ، جوابى كه از وزير رسيد ، مشعر بر اين بود كه مرا به جهت تفريغ محاسبات والى به طهران خواسته‌اند . در ظهر آن به خط خود مبالغه در باب امورات كرده بود ، تا مراجعت نمايم استشمام رايحهء عزل والى در مشام عموم شده ، از آنجا به سر عمارت آمده ، عاليجاه نور الله خان و جمعى از سوار و پياده تا كنار شاهرود به استقبال شتافته ، شرايط نزول و نزل در چادر سر حوض به عمل آمده ، بعد از ورود به منزل ، مذكور ساختند كه از قرار تشخيص اهل تنجيم در تقويم بالصراحه حكم كرده‌اند كه در بيست و هفتم شعبان زلزلهء عظيمى خواهد شد . مردم شهر و دهات از اين شهرت متزلزل ، به فحواى « و زلزلوا زلزالا شديدا » اركان صبر و قرار ايشان تزلزل يافته . در حياط بيرونى با عيال تختى زده ، به چادر و سايبان مردم بار نزول گشوده ، بعضى به سايبان راحت ورزيده ، تا غرّه رجب رخت به بيرون كشيدند ، اثرى نشد ، مگر آثارش اين بود كه همان‌روز بيست و هفتم شعبان خبر رسيد كه سيف الله ميرزا حاكم قزوين شد . جهان‌بخش ميرزاى ولد او با ميرزا هاشم وزير وارد شدند . نمونهء آن بود كه انورى خبر داد و گفت : گفت انورى كه از اثر بادهاى سخت * ويران شود عمارت كاخ سكندرى در روز حكم [ او ] نوزيده است هيچ باد * يا مرسل الرياح تو دانى و انورى همان شب كه انورى گفته بود ، چراغ در گلدسته‌ها سوخت ولى از اثر كلام انورى استنباط كردند كه همان شب تولد چنگيز شده بود . به فاصلهء سه روز نصير بيك نام غلام وارد ، رقمى از نواب جهانبخش ميرزا رسيد كه با كدخدايان رودبار به شهر آمده ، بروات عاليجاه ميرزا على نقى را هم آورده ، عمل ولايت را فهميده مراجعت نمايند . چون تنقيه تمام شده ، به شير الاغ مداومت مىشد . ابلاغ بشير مزبور را كان لم يكن انگاشته ، مراسله‌جاتى به