محمد على خان رشوند
39
مجمل رشوند ( فارسى )
« ليس فى الدّار غيره ديّار » گويا به جهت همانجا وارد شده . عاليشان ميرزا ربيع را به دهات قرب و جوار و چند سوار به جاهاى دور و كنار كه احتمال توقف رعيت داشت فرستاده ، رعايا را اميدوار و حشر « 1 » مالكين را با رعايا حشر تا رفع خسر « 2 » خسرود شود . طرف عصر عاليجناب ملا على اصغر 39 با تسبيح و سجاده « و العصر لفى خسر » خوانان وارد . ابتداء اذان مغرب را به آخوند محوّل ، در خسرود كه صداى اذان به آذان مردم مثابهء نوبر بود رسيد . ريشسفيدان محال نزديك ، نزديك رفته ، قرار مخارج را دادند . بعد از مدت توقف سه روز ، از ملّا و مالك و رعيّت و ارباب قريب سه « 3 » خانوار جمع آمده ، از براى هر زيوارى يك نفر موجود و يك نفر معدوم رعيّت مشخص شد . چون مالك ملك و خالصه رعيّت بشخصه معلوم نداشتند ، بعد كه به اسم و رسم مالك سه دانگ و خالصهء سه دانگ رعيّت حصه خود را شناخت ، بعد ماليات ديوانى را سه قسمت كرده ، يك حصه را به سند ملك اربابى و دو حصه را به جهت خالصه مشخص كرده ، قرار مجدد اين شد كه از رعيّت و خوشنشين و متوقف و متفرق نفرى يك تومان بدهند و محصول هم چهار يك و اگر رضاى رعيّت به رغبت به نصفهكارى شد نصف ماليات را بدهند و بيست و پنج خروار تخم از جانب ديوان داده تمسك ممهور بدهند . بذر زيوار به زيوار حواله شد و نوشته نسختان مفصلا در همان مجلس نوشته ، هركه حاضر بود مهر كردند من جمله اولاد محمد بيك و حسنعلى بيك و آقا مقيم كه مالك بودند مهر كرده ، بدهى هركس ثلثا نفر به نفر تومان شمار معيّن و معين يكديگر شدند . گزارش را به وزير نوشته ، به شهر فرستادم . مجملا چون عمال گيلان با حاكم رانكوه « 4 » نزاع كرده به دستجرد بابا منصور آمده ، عزيمت دار الخلافه داشتند و يك نفر ايشان از اشتداد مرض مريض و در
--> ( 1 ) . حشرات . ( 2 ) . خسارت . ( 3 ) . ظاهرا « سى » خانوار . ( 4 ) . در نسخهء اصل : راهنكوه