ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
50
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
ازان جهودان بسيار بكشت و برده آورد . و پيش ازين ططفوس بن اسفسانون * ايشان را بعد از مسيح به چهل سال بىاندازه كشته بود و برده كرده و خرابى . بلاش بن خسرو وى همچنين خبر يافت كه روميان به شهر پارسيان سپاه خواهند آورد ، به تاختن . نامهها نوشت و از ملوك طوايف ياورى خواست . و هركسى او را مال و سپاه بىاندازه فرستاد ، و قوى گشت . پس صاحب الحضر را كه از دست ملوك طوايف بر سرحدّ روم بود ، بريشان مهتر كرد و پيروزى يافت بر سپاه روم . و پادشاه وقت را بكشت ، و با بىكران خواسته و برده سوى عراق بازآمد . و ازين پس روميان دار الملك از روميّه ببردند و شهرى حصين بساختند تا در پادشاهى نزديك باشد به پارسيان . و اين جايگه كه شهر قسطنطنيّه است اختيار كردند و قسطنطين بن نيرون پادشاه بود ، به نام وى بازخواند . و نخست پادشاهى كه دين ترسايان گرفت از روم وى بود و رعيّت را به ترسايى بازخواند ، و قصد بنى اسراييل كرد و از بيت المقدّس ايشان را بيرون كرد . و نيز هرگز تا اين غايت كس از جهودان آنجا بازنرسيده است . و آخر اشكانيان اردوان بود . طبقهى ساسانيان اوّل ايشان اردشير پاپك بود . و او را سى سال در حرب ملوك طوايف روزگار رفت ، و بسيار حربها افتاد اندر شهرهاى پارس و اهواز ، و به شهر كجاران نزديك دريا با هفتواد و آن كرم كه پيدا گشته بود . و كارش از خجسته داشتن كرم بدان بزرگى شده تا اردشير به حيلت آن كرم را بكشت . و ازان پس توانست هفتواد را با پسران غلبه كردن . و گويند شهر كرمان بدان كرم بازخوانند . و اردشير را اندرين مدّت بسيارى پادشاهان را قهر كرد . و اين همه كارش بدان تمام گشت اردوان بود ، بزرگتر پادشاهان ملوك طوايف ، آنكه أفدم خوانندش . و چون اردشير او را به دست خويش بكشت اندر حرب خونش بخورد و بر گردنش بيستاد ، بعد از آنكه سرش به لگد پست كرد . و آن ساعت او را شهنشاه خواندند . و درين وقت هفده پادشاه در خدمت اردشير بودند ، زيرا رايت هر يكى ده هزار مرد از دلاوران . و حمزه اندر تاريخ خويش گفته است كه نود پادشاه را بكشت از طوايف . و ازان پس با مراد و آسانى بود . و