ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
26
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
و برادرش جاماسپ حكيم بود ، و كى ارشش و كى آرش . و در تاريخ كى بهمنى گويند ، و آنست كه پدر كيشكن بود . كيكاوس - به روايتى گويند پسر كىافره بن كيقباد بود ؛ و حقيقت آنست كه خود پسر كيقباد بود . و اين طبقه كى در نام همه پادشاهان آورند از وقت كيقباد . و اين سخن از زال برخاست كه قباد را كى لقب نهاد ، يعنى اصل . و فرزندش سياوش بود و ديگر فريبرز ، و نام او برزفرى بوده است . فردوسى دران تقديم و تأخير كرد تا در وزن شعر آمد - و چنين بسيار كرده است . و ديگر پسر ريونيز نام كه در رزم پشن كشته شد . كيخسرو - پسر سياوش بود ، نسب ظاهرست . و پارسيان گويند پيغامبرى مرسل بوده است از آثارهاى خوب او - چنان كه گوييم . و او را هيچ فرزند نبود . و سياوش را همچنين كيخسرو بود از فرنگيس ، دختر افراسياب ، و فرود از جريره ، دختر پيران ويسه . و به روايتى گويند خواهر بود پيران را ، و فرود مهتر بود از كيخسرو . كىلهراسپ - كيخسرو او را بر پادشاهى خليفت كرد . و نسب او چنين بود : كىلهراسب بن كيمنش بن كيپشين بن كيقباد . و در شاهنامه پس ازو بدين كيپشين گويد ، و به همه روايت عمّ كيخسرو بوده است و مادرش زرين جنار نام بود و درستتر آنست كه پسر كيمنش بوده است . كىگشتاسپ پسر كهتر بود لهراسپ را ، و زرير مهتر بود ، و به زندگانى پدر پادشاهى بگرفت . و پسر او اسفنديار بود از كتايون ، دختر قيصر روم ، و ديگر پسر پشوتن بود ، و او را سى و اند پسر بودند كه همه به حرب ارجاسپدر ، كشته شدند . كىبهمن - پسر اسفنديار بود ، و مادرش را نام اسنور * بود از فرزندان طالوت الملك . و نام او اردشير بود ، كه اردشير درازانگل خواندندى او را ، و به بهمن معروفست . و او را درازدست نيز گويند ، سبب آنكه بر پاى ايستاده ، دست فرو گذاشتى ، از زانوبند بگذشتى . و اندرين معنى فردوسى اندر شاهنامه گفته است ، بيت : چو بر پاى بودى ، سر انگشت او * ز زانو فروتر بدى مشت او و به روايتى گويند درازانگل از بهر آن گفتند كه غارت به دور جايها كردى در جنوب و مشرق و روم . و او را پسرى بود نامش ساسان ، و دخترى هماى . و دختر را *