ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
39
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
فصل دوم از باب نهم اندر مدت پادشاهى اين طبقات و ذكر بناها و كارها كه در عمر خود كردند . طبقه پيشداديان : از روايت بهرام مؤبد شاپور بيرون از سى سال كيومرث ، پادشاهى هوشنگ چهل سال بود به همه روايت اين قدر گويند ، و بسيار چيز [ به ] تجربت بدست آورد كه شرح گفته شود ، و ابتداء عمارت كردن در عالم اندر عهد او بود ، و كاريز كندن ، و تأليف علم نجوم از وى خاست ، بعد از انك ادريس عليه السلام بدست آورد ، و اصطخر را وى بنا نهاد و پارسيان كدابوم شاه [ 1 ] خواندندى و اصل شارستان وى كه اكنون خرابست و دامغان وى كرد ، و به سواد كوفه شهرى كرد و گويند خود كوفه است ، و بمرگ بيرون شد از جهان . و اللّه اعلم . پادشاهى طهمورث سى سال بود ديوان را مسخّر كرد ، و در عمارت بيفزود و اول نوشتن و خواندن در عهد او بود ، ديوان تعليم كردند و بسيارى جانوران وحشى اهلى كرد ، و شكار آموخت ، و كهندز [ 2 ] مرو ، و شهرستان بابل ، و كرداباد [ 3 ] بزرگترين [ 4 ] هفت شهر از مداين كه اكنون خرابست ، و مهرين ، و سارويه بدر اصفهان كه اثر آن اندر ( 25 - ب ) شهرستان پيداست ، و شهر بلخ ، اين همه بناها از طهمورث است ، و از بعد هزار سال مهرين و سارويه را پيرامون ديوار كشيدند ، چنانك هست ، و از جهان بمرگ خود برفت . پادشاهى جمشيد هفتصد و شانزده سال بود اثر كردارها و تجربتهاى او در عمر دراز ، و چيزها در عالم رسم آوردن ، و صناعتها ساختن ، بسيارست ، بجاى خود گويم . امّا در آخر پادشاهى ناسپاس گشت ، و اندر خداى تعالى عاصى شد ، و چون كارها بر وى بشوريد پشيمان گشت ، و خود را باز شناخت ، و چون ضحاك تازى برخاست ، بگريخت و ده سال در عالم تنها ناشناس بگرديد ، و بزابلستان بماند ، تا او را از دختر شاه زابل فرزند آمد ، [ از پس ] بيست سال ، چون
--> [ ( 1 ) ] حمزه : كذابوم شاه ، اى انه ارض الملك ( ص 23 ) [ ( 2 ) ] متن : كهندر . [ ( 3 ) ] حمزه : كردينداد و كردآباد [ ( 4 ) ] اصل : و هفت . ر ك حمزه ص 23