ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

28

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

ذكر ندارد ، اما پادشاهى افراسياب از وى بستد ، و او را بكشت ، و اندر شاهنامه شرحى تمام دارد ، [ و ] بجاى خويش گفته شود ، ليكن نه بس مدت پادشاهى كرد ، مگر از آن وضع كردست . افراسياب ، نسب او چنين است : افراسياب بن بشنك بن راشن بن زادشم بن تور بن افريدون [ 1 ] ، و مادرش . . . [ 2 ] ( 18 - آ ) زاب طهماسب ، پارسيان او را زو خوانند و زه نيز گفته‌اند ، و بعضى گويند پسر نودر [ 3 ] بود و حقيقت آنست كه پسر طهماسب بن منوچهر بود ، [ 4 ] و اندر تاريخ جرير چنانست كه منوچهر برين پسر خشم گرفت و از پدر بگريخت بدور جايى ، و او را زنى بود از قرابت ، نام او مادرك [ 5 ] پس زاب از وى بزاد چون منوچهر بشنيد از پسر خشنود گشت ، و او را باز خواند ، در نبيرهء منوچهر شكى نيست ، و زاب الاعلى و زاب الاسفل بوى باز خوانند . و اندر روزگار او گرشاسف بر طرفى پادشاهى كردست ، اما در شاهنامه و ديگر كتب شرحى ندارد ، و اللّه اعلم بالصّواب .

--> [ ( 1 ) ] طبرى : فراسيات بن فشنج بن رستم بن ترك بن شهراسب و يقال ابن ارشسب بن طوج بن افرويدون و قد يقال لقشك ( بندهشن : يشنك را : پشك . با كاف مخصوصى بين نون و كاف ضبط كرده ) فشنج بن زاشمين ( ص 434 - 435 ) بيرونى : فراسياب بن بشنگ بن اينت بن ريشمن بن ترك بن زين اسب بن ارشسب بن طوج ( 104 ) ابن خلدون : افراسياب بن اشك بن رستم بن ترك ( ص 157 ) مسعودى : بن اطوج بن ياسر بن رامى ( خ ل : لاى - لامى ) بن آرس بن بورك ( خ : فورك ) بن ساساسب ( خ : سانياسب ) ابن زسست ( خ : رسيت ) بن نوح بن دوم ( درود ) بن سرور ( سروان ) ابن اطوج ( طوج ) بن افريدون ( قاهره 1 - ص 97 ) . [ ( 2 ) ] ازين جا چيزى افتاده است . [ ( 3 ) ] درين كتاب غالبا ذال‌هاى معلوم را هم دال مهمله نوشته منجمله : نوذر . [ ( 4 ) ] طبرى : فيقول بعضهم زاب بن طهماسفان و يقول بعضهم زاغ و يقال بعضهم راسب بن طهماسب بن كانجو ( ح : كافجو - كانكجو - كمجهور - كمجهو ) بن راب ( ؟ ) بن ارفس بن هراسف بن ونديج ( ح : ونديج - ويدينك - رايدنج . . . ) بن اريح بن بورحوش بن مسو ( ح : ميسو - منسو - ميشوا ) بن نوذر بن منوشهر . . الخ ( ج 2 ص 529 - 530 ) بيرونى : زاب بن تهماسب بن كمنجهوبر بن زو بن هوشب بن ويدنيك بن دوسر بن منوشچهر ( 104 ) . [ ( 5 ) ] طبرى : ما دول ( ص : 53 ) .