ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

512

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

باب الرابع و العشرون اندر ذكر شهرهاء اسلامى و آنچه بر عمارت آن فزودند بعضى از آنچ يافتيم بصره : شهرى بزرگست و نخستين بنا كه در اسلام كردند بصره بود در روزگار امير المؤمنين عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه و در آن اختلافست كه بر دست كه فرمود ، قومى گويند بنا ابن ابو موسى الاشعرى كرد و بعضى گويند كه عتبة بن غزوان [ 1 ] كرد ، و مسجد جامع و غير آن ، اندر سنهء خمس عشر از هجرت ، و بعد از آن اعادت عمارت كوفه فرمود بر دست سعد بن ابى وقاص ( 339 - ب ) و خطهء آن پيدا كرد و عمارتها و قصرها بيفزود از سنهء سبع عشر هجريه ، اما بصره شهريست كه باديه گرد آن درمىآيد و جويهاء بسيار [ از ] آنجايگاه به دريا افتد ، و گويند جويهاء آن در آن روزگار كه بلال بن ابى برده كرده [ 2 ] بود بشمردند زيادت از صد و بيست هزار ( ؟ ) بود كه زورق در آن برفتى ، و العهدة على الرّاوى ، اما در آن شك نيست كه در اسلام چندان ضياع كه قصبه بصره [ را ] است هيچ جاى نيست ، و از آنجا تا عبادان پنجاه و اند فرسنگ است و اندرين [ راه ] مردم هيچ جاى نرود كه مگر درخت خرما و جوى آب باشد . و بر زمينى هامون است كه چشم بر كوه نيفتد و بيشتر بنا از خشت پخته است ، و از آن پس بعهد [ هر ] خليفتى كه بنشستى و آن امير كه بكوفه بودى اگر [ 3 ] ببصره ، جايگاه بزرگوار ساختندى ، و هر دو شهر دار الملك گشت و مسكون امراء اسلام ، و اين [ كه ] در حجت [ و ] در قبالها همى نويسند ( ماه البصره ) و ( ماه الكوفه ) [ 4 ]

--> [ ( 1 ) ] اصل : عروان [ ( 2 ) ] اصل : كه بلال براى كه ( قياسى ) برده . . . و هو بلال بن ابى بردة بن ابى موسى الاشعرى . [ ( 3 ) ] اگر ، بمعنى ( يا ) يعنى در عهد خلفا كه مقصودش امويان است ، اميرانى كه يا بكوفه بودندى يا ببصره در هر دو شهر عمارات و جايهاى بزرگوار ساختند . [ ( 4 ) ] ماه البصره نهاوند و قسمتى از جبال و ماه الكوفه دينور ( كرمانشاه حاليه ) و قسمتى از غرب ( براى اطلاع : ر ك ابن خرداد به طبع لپيزيك ص 20 ) .