ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
493
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
ميان هر دو عضاده ، و آنچ پيدا بود [ پنج گز بود و اين ] [ 1 ] همه به ذراع سواد [ بود ] [ 2 ] و رئيس اين حصنها هر آدينه [ 3 ] بر نشستى با ده سوار و هر يكى پتكى آهنين به وزن پنجاه من داشتندى و سه بار بر آن قفل زدندى سخت تا آن جماعت كه بنزديك دربند بودندى آواز بشنيدندى بدانستندى كه آن را هنوز نگاهباناناند . و [ چون پتك بر قفل زدندى گوش بر در نهادندى و ] آواز و غلبهء [ 4 ] ايشان شنيدندى ، و نزديك اين كوه حصنى بزرگ بود ده فرسنگ در ده فرسنگ فضاء آن ، و بر حدّ اين دربند [ د ] و حصن ديگر بود [ فراخى هر يكى صد گز در صد گز و بر در هر دو حصن دو درخت و اندر ميان اين دو حصن ] [ 5 ] چشمهء آب و اندر يكى حصن بقيت آلت عمارت نهاده از عهد ذو القرنين ديگهاء بزرگ از جهت گداختن روى ( 324 - آ ) را [ و بر هر ديگدانى چهار ديگ ] [ 5 ] مانند ديگ صابون و مغرفها ار آهن ، و خشتهاء آهنين بملاط نحاس بر هم بسته ، هر خشتى يك گز و نيم به طول و همين قدر عرض و چند يك بدست سمك آن ، بعد از آن پرسيديم كه شما كس را از ايشان ديدهايد ؟ گفتند وقتى بسيار بر سر شرفها آمدند هر شخصى چند بدستى و نيم بيش نبودند ، بعد از آن بادى سياه برآمد و باز پس افكندشان و نيز كس را نديديم . چون ما را بر آن اطلاع افتاد قصد بازگشتن كرديم و ما را دليلان دادند و زاد و بناحيت مشرق بر هفت فرسنگى سمرقند بيرون آمديم ، و سوى عبد اللّه ابن طاهر آمديم مرا صد هزار درم [ 6 ] داد و هر مردى را كه با من بودند پانصد درم بداد ، و از آنجا بسامره باز آمديم پيش امير المؤمنين و اين قصه بگفتيم و اندر آمدن و شدن ما بيست و هشت ماه روزگار گذشته بود و ازين خبر نزديكتر بديدار سدّ [ 7 ] اسكندر هيچ روايت نيست و اللّه اعلم . [ 8 ]
--> [ ( 1 ) ] اين عبارت پريشان است . اصل روايت : عتبة الباب عرضها عشر اذرع فى بسط مائة ذراع سوى تحت العضادتين و الظاهر منها خمس اذرع و هذه الذراع كلها به ذراع السوداء ( مقدسى : السواد ) ( ص 166 ) [ ( 2 ) ] بر طبق ابن خرداد به شش سطر افتاده است . [ ( 3 ) ] كذا مقدسى . ابن خرداد ، اثنين و خميس ( ص 167 ) [ ( 4 ) ] ظ : جلبة ، كذا في ابن خردادبه ( ص 167 ) [ ( 5 ) ] از اصل روايت [ ( 6 ) ] مقدسى ندارد . ابن خرداد فوصلنى بثمانية آلاف درهم . . . ( ص 169 ) [ ( 7 ) ] اصل : وسد [ ( 8 ) ] چنان كه چند جاى اشارت شد بر طبق روايت اصل افتادگيهائى دارد معذلك از روايت مقدسي مفصلتر است .