ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

492

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

ده رش اندر پنج ، [ 1 ] و بالاى اين دربند هم ازين خشت آهنين هر چند [ 2 ] ديوار بود بصر را بر ارتفاع تا سر اصل كوه ، و شرفها بالاى آن ساخته و قرنهاى آهنين در هم گذاشته و درى ( 323 - ب ) از آهن به دو پاره بر وى آويخته هر يكى را عرض پنجاه [ گز ] در پنجاه گز [ 3 ] و پنج گز ستبرى آن [ و ] قايمها بر مقدار دربند ، و برين در بر بالا [ به ] پانزده رش [ 4 ] بر ، قفلى نهاده هفت من و يك گز پيرامونش ، [ 5 ] و بالاء اين قفل [ 6 ] [ به ] پنج رش حلقه ساخته درازتر از قفل و قفير [ 7 ] هاى سخت عظيم بزرگ ، و كليدى ، يك گز و نيم [ 8 ] با دوازده دندانه ساخته هر يكى چندانك دسته هاونى قوىتر اندر سلسلهء هشت گز و چهار بدست دور آن ، آويخته اندر حلقهء بزرگ تر از آن منجنيق در سلسله ، [ 9 ] و آستانهء در ده گز به طول اندر بسط صد گز ، راست

--> [ ( 1 ) ] ترجمه قدري پيچيده است . مقدسى : « و اذا دروند حديد طرفاه على العضادتين طوله مائة و عشرون ذراعا قد ركب العضادتين على كل واحدة به مقدار عشرة اذرع فى عرض خمسة ( ص 263 ) [ ( 2 ) ] ظ : هم چند ، يعنى هم چنان ازين خشت آهنين ديوار بود . . مقدسى : « بناء الى راس الجبل و ارتفاعه مد البصر . » [ ( 3 ) ] كذا مقدسى . ابن خردادبه ص 166 : عرض كل مصراع خمسين ذراعا فى ارتفاع خمس و سبعين ذراعا فى ثخن خمس اذرع . . [ ( 4 ) ] ابن خرداد و مقدسى : و ارتفاع القفل من الارض خمس و عشرون ذراعا . [ ( 5 ) ] ابن خرداد و مقدسى : قفل طوله سبع اذرع في غلظ باع فى الاستداره ( ص 166 - 363 ) [ ( 6 ) ] اصل روايت : غلق ، و الغلق ما يغلق به الباب ( المنجد ) لذا بايستي اصل هم ( غلقى ) باشد چه حلقه غير از غلق است و غلق را امروز به ( چفت ) و زنجير ميتوان معنى كرد خاصه كه عبارت ( درازتر از قفل ) هم دال بر اينست كه حلقه نبايد باشد و به نظر فقير مراد راوى ( كليدان ) است و آن همانست كه امروز ( كلون ) و در خراسان ( پل ) گويند كه دو آلت ميانخالى است كه چوب كلفتى از وسط آنها عبور مىكند ، و مطلب بعد هم آن را تائيد مينمايد . [ ( 7 ) ] و فى اصل الرواية ( قفيز ) و قفيز جز مكيال و پيمانه معنى مناسب ندارد و در روايت اصل گويد : و قفيزاه كل واحد منهما ذراعان - و ازينرو دو آلت عمودى ميانخالى يعنى دو جايگاه ( كلون ) را به ( قفيز ) تعبير كرده است ، و شك نيست كه مترجم مراد صاحب روايت را از ( غلق ) و ( قفيز ) نفهميد ، لهذا يا آن را حلقه و يا عينا غلق نوشته و دو كليدان آن را ( قفيزها ) ضبط نموده و حال آنكه در مشرق اين آلت كه امروز ( كلون ) ميگويند از قديم متداول و معروف بوده است [ ( 8 ) ] اصل روايت : و استدارة المفتاح اربعة اشبار [ ( 9 ) ] كذا - و الحلقة التي فيها السلسلة مثل حلقة المنجنيق ( ابن خردادبه ص 166 س 10 - 11 )