ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

442

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

عالم [ است ] بر شاخهاء آن آشيانه ساخته با بچگان بىعدد و بىاندازه ، پس فرشتهء از آسمان فرود آمدى و شاخها بريدن گرفتى تا آواز آمدى كه بهرى بگذار ، پس تيشه بستاندى و همه عضوى [ 1 ] آن بفكندى و اصل ( 287 - آ ) درخت بگذاشتى و تو در آن خيره مانده ، بخت نصر گفتا راستى گفتى اكنون [ تعبير ] چه باشد ؟ دانيال گفتا درخت ملك تو است ، و مرغان حشم تو ، و فكندن شاخها آن باشد كه ملك تو برود بدين فراخى ، و بعد از آن خداى تعالى ترا هفت سال مسخ كند به صورت همه جانوران از مرغان و ددان و هر چيز كه آن باشد ، و در آن [ 2 ] جنس كباشى بر هم جنسان خويش قوّت تو بيشتر باشد ، و اين ترا عقوبت است از خداى تعالى [ از سبب ] صنم پرستيدن و خرابى بيت المقدس ، و مسجد سليمان پيغامبر عليه السلام ، و معطل كردن كرسى سليمان و جايگاه پيغامبران و استخفاف بر اولياى حق تعالى ، و بعد از آن بجنس خويش باز گردى و ملك باشى بر آن قوم ، بخت نصر گفت خداى تعالى از من توبه پذيرد ؟ [ گفت ] بعد از مسخ شدن و بجاى خويش بازآمدن پذيرد ، پس چون بخت نصر بسراى خود اندر شد پر ديد كه همه از تنش بيرون آمد ، پسرش كليماس [ 3 ] را پيش خود خواند و مملكت به دو سپرد و نخستين بار عقابى [ گشت ] و همهء عقابان را همى زد و همى كشت ، و باز شير گشت و ستوه [ كرد ] همهء جنس خويش ( 287 - ب )

--> [ ( ) ] و حتى در متوسطين هم استادان اين معنى را گاهى رعايت ميكرده‌اند مانند خواجه حافظ كه فرمايد : ديدم بخواب دوش كه ماهي برآمدي * كز عكس روى او شب هجران سر آمدى ولى از مغول ببعد اين معنى از مقطوعيت افتاده و رعايت آن گاهگاه ترك شد از بين برفت . و از متقدمان اگر جائى ديده شود كه خلاف اين رعايت شده بايد بغلط كتابت حمل شود از كثرت رعايتى كه از آن شده است ( ر ك : ص 440 ) [ ( 1 ) ] اين ياء علامت اضافه است كه در املاى قديم از رسم الخط پهلوى باقيمانده بود و گاهى در اين كتب ديده مىشود و صداى آن ماننده كسره است . [ ( 2 ) ] اصل : كى در ان . [ ( 3 ) ] طبرى ( سرى 1 ج 2 ص 650 - 652 ) گويد پسر بخت نصر ( يا بختر شه - بختنرسه ؟ ) نامش اولمردوخ بود كه بعد از پدرش 23 سال حكومت كرد و پس از وى پسر اولمردوخ كه نامش بلتشصر بود پادشاه شد و بعد بهمن او را عزل كرد و داريوش الماذوى المنسوب الى ماذى بن يافث پادشاه بابل شد و داريوش بلتشصر را بكشت و بر شام و بابل مدت سه سال حكمرانى كرد . . و بر طبق تاريخ بعد از نبوكد نصر در بابل ( بلشصر ) پادشاه شد و او است كه كورش بابل را در عهد او فتح كرد ، و كلبعاس مصحفست .