ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

403

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و لقب آورد و منشور بمخاطبت : عضد الدين علاء الدوله و فخر المله و تاج الامه ابى جعفر محمد بن دشمن زار [ 1 ] حسام امير المؤمنين ، از خليفه و تاج و طوق و لوا آورد و ابتدا [ ء ] دولت ايشان [ 2 ] اين بود باصفهان و همدان و آن حدود ، و پسر علاء الدوله المؤيد فلك الدوله و غياث المله ابى كاليجار [ 3 ] همدان و نواحى تا نزديك حلوان بگرفت و درين عهد بدرگاه رى استيلاء ديلمان بود از مدتى باز و سيرتهاى بد نهادند و مذهبهاى نكوهيده داشتند و دست دراز كردند بغارت از بيرون شهر [ و ] اندرون و سوختن بازارها و تاراج خانهاى مردمان ، و شكوه و حشمت پادشاه نماند و كاروانها گسسته شد چنانك حاج از خراسان راه بگردانيدند و هر هفته فتنهء [ از ] ديگر نوع بودى بسببى محال [ 4 ] ، و قتل و غارت و سوختن بتر از آنك ببغداد بود ، و ملك طبرستان خويش سيده [ 5 ] بود ، بهر يك چند بيامدى با سپاه و قاعدتى و ترتيبى بنهادى ، ( 262 - آ ) بارى ديگر همان ناهموارى پديد آوردندى ، و هيچ استقامت نبود كه آخر دولت بود و قاعده چنين است كه آخر دولت سيرت بگردانند ، پس آخر كار برسيده و شهنشاه بيرون آمدند و املاك ايشان بدست گرفتند و خون ريختن از حد گذشت ، و مذهب رافضى و باطنى آشكارا كردند و فلسفه ، و مسلمانى را پيش ايشان هيچ وقعى نماند ، تا خداى تعالى سلطان محمود بن سبكتكين را رحمه اللّه بر

--> [ ( 1 ) ] معروف : دشمن زيار [ ( 2 ) ] يعنى ابتداء دولت ديالمهء معروف به ( كاكويه ) كه اول آنان محمد بن دشمنزيار و آخرشان على بن فرامرز است و از ( 398 الى 443 ) در عراق عجم و كردستان حكومت كردند ( طبقات ملوك اسلام ص 130 ) [ ( 3 ) ] اصل : اى كاليجار و در صفحهء 402 ملك كالنحار ضبط كرده است و ابو كاليجار على الظاهر و بر طبق حدسى كه زده شده است تركيبى است از عربى و فارسى بمعنى ( پدر كارزار ) و ابو الهيجاء عربى و تلفظ صحيح آن ابو كاليچار با جيم فارسى است لهجهء از كارژار كه ما كارزار گوئيم و پسر علاء الدوله را نام ابو كاليجار نبوده و اين نام در ديالمهء فارس دو نفر داشته‌اند : صمصام الدوله ابا كاليجار مرزبان و ديگر : عماد الدوله ابو كاليجار مرزبان [ ( 4 ) ] يعنى سپاهيان ديلم در حضرت رى بر خلاف ميل پادشاه وقت ببهانهاى محال و غير وارد هر روز فسادى ميكردند [ ( 5 ) ] سيده ملكهء معروف ديلمى مادر مجد الدوله ابو طالب رستم شهنشاه پادشاه رى است كه پس از مرگش محمود غزنوى رى را از پسرش انتزاع كرد ( 387 - 420 )