ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

404

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

ايشان گماشت و برى آمد با سپاه و روز دوشنبه تاسع جمادى الاولى سنهء عشرين و اربعمائه ايشان را جمله قبض كرد ، و چندان خواسته از هر نوع بجاى آمد كه آن را حدّ و كرانه [ 1 ] نبود ، و تفصيل آن در فتح نامه نوشتست كه سلطان محمود بخليفه القادر باللّه فرستاد ، و بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند ، و بهرى را در پوست گاو دوخت و بغزنين فرستاد ، و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه ، از سراهاى ايشان بيرون آورد و زير درختهاء آويختگان بفرمود سوختن ، خواندم در نسخت نامهء كه سلطان محمود فرمود نوشتن سوى خليفه بتازى ، كه پنجاه زن آزاد اندر سراى مهتر ( 262 - ب ) ايشان بود ، رستم بن على ، و سى فرزند داشت ازين زنان ، و بمسلمانى اندر بيشتر از چهار زن رخصت نيست ، و رستم بن على شاهنشاه مجد الدوله بن فخر الدوله را همى خواهد ، و اين معامله سلطان محمود آن وقت كرد با ايشان [ 2 ] كه همه علما و ائمه شهر حاضر كرد ، و بد مذهبى و بد سيرتى ايشان درست گشت ، و به زبان خود معترف شدند و دولت از خاندان بوئيان نقل كرد ، و سيده بگريخته بود جائى ، و فرتوت شده ، و شاهنشاه خرف گشته گويند بمرد هم برى و گويند بخراسان بردندش و از آنجا مرده بازآوردند ، و قصه دراز است . و اينجا بيش ازين نتوان آورد ، و من اين تاريخ از مجموعهء بو سعيد آبى [ 3 ] بيرون آوردم كه شاهنشاه او را به آخر عهد وزارت داده بود ، مردى عظيم فاضل و متبحر اندر انواع علوم بوده است ، و ديگر كتب و احوالها .

--> [ ( 1 ) ] اصل : حدود كرانه [ ( 2 ) ] اصل : ؟ بكه ؟ ايشان [ ( 3 ) ] ابو سعيد آبى منسوب به « آبه » ياقوت در لفظ آيه مينويسد : « و اليها ينسب فيما احسب الوزير ابو سعد ( كذا ) منصور بن الحسين الابى ، ولى اعمالا جليله و صحب الصاحب بن عباد ثم وزر لمجد الدوله رستم بن فخر الدوله بن ركن الدوله . . . و كان اديبا و شاعرا مصنفا و هو مؤلف كتاب نثر الدّرر و تاريخ الرى و غير ذلك . . و نيز در فصول المهمه ذيل احوالات حضرت باقر ( ع ) از نثر الدّرر ابو سعيد منصور بن الحسن آبى ( كذا ) نام برده شده . . و كشف الظنون هم نام او را با قدرى تحريف ذكر كرده است . و مراد مؤلف از مجموعه ابو سعيد گويا تاريخ رى مشار اليه باشد كه قسمت اخير تاريخ بوئيان را از آنجا گرفته ور نه خود گويد كه تاريخ بوئيان را از تاريخ تاجي تاليف صابى نقل كرده است و روايت مرگ سيده درين تاريخ با روايات ديگر مورخان فرق دارد