ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
398
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
اندر شد پيش قابوس بن وشمگير ، و بدر رى آمد ، و باز بخراسان شد پيش محمود ، و از آنجا بجانب كرمان رفت ، و پس بولايت بدر حسنو [ يه ] اندر آمد پيش او ، و بمصر بازگشت - و عجايب است اين همه سفر او در مدت دو سال ، [ و ] چون بمصر باز رفت بمرد ، و چون سيده بهمدان آمد شمس الدوله با لشكر همدان برى شد به خدمت سيده مادرش ، و بر تخت رى بنشست و بدر حسنويه ، ابو عيسى شادى را با سپاهى بسيار و گران مايه با ايشان فرستاده بود ، و ابو بكر رافع را بوزارت خلعت دادند ، و او هم از خدم و معتمدان بدر ( 259 - آ ) حسنويه بوده بود [ 1 ] پس اندر سنهء اربع مايه ، شهنشاه مجد الدوله [ 2 ] را بفرمان سيده بياوردند ، و شمس الدوله بيرون شهر آمده بود با سپاه و منتظر همى بود رسيدن بدر حسنويه را بياورى ، چون خبر آمد كه بدر حسنويه بازگشت ، شمس الدوله سوى همدان باز آمد ، و عين الدوله را از قلعه بياوردند ، و سوى اصفهان فرستادند ، و او پدر علاء الدوله بود محمد بن دشمن زياد [ 3 ] و سبب بازگشتن بدر چنان بود كه وى بياورى شمس الدوله همى رفت برى ، چون ببرزينجرد [ 4 ] رسيد خبر آوردند كه پسرش هليل [ 5 ] بدينور عاصى گشت ، و كردان بسيار بر وى جمع
--> [ ( 1 ) ] بوده بود ، ماضى بعيديست كه در نثر قديم بسيار استعمال شده و هم امروز بفارس و كرمان و روستاى خراسان مستعمل است . ولى در نظم و نثر و لفظ قلم از فتنهء مغول ببعد ديده نشده است . [ ( 2 ) ] كامل گويد : سيده والدهء مجد الدوله را مجد الدوله گرفته و حبس كرد و سيده از حبس بگريخت و شمس الدوله پسر ديگرش و بدر بن حسنويه بدر رى لشكر آوردند و رى را بگرفتند و مجد الدوله را حبس كردند و شمس الدوله را بنشاندند بپادشاهى ، و پس از چندى سيده از شمس الدوله برنجيد و بار ديگر مجد الدوله را طلبيد و بپادشاهى نشاند و شمس الدوله از بدر بن حسنويه يارى خواست و بدر چون خواست به يارى شمس الدوله آيد پسرش هلال بر پدر عاصى شد و بدر را بگرفت و لشكرى كه بمدد شمس الدوله تدارك شده بود پراكنده شدند ( حوادث 397 ج 9 ص 70 - 71 ) و اين مقدمات از نسخهء اصل افتاده است و جملات بىسر و ته به نظر ميرسد [ ( 3 ) ] اصل : داد - و ابو جعفر محمد بن دشمنزيار ملقب بعلاء الدوله جدش كاكويه و پدرش دشمن زيار است . كامل گويد : و هو ابو جعفر بن دشمنزيار و انما قيل كاكويه لانه كان ابن خال والدة مجد الدولة بن فخر الدوله بن بويه و كاكويه هو الخال بالفارسيه و كانت والدة مجد الدوله قد استعملته على اصبهان ( 9 ص 71 ) [ ( 4 ) ] ظ : بوز نجرد ، من قرى همدان على مرحلة منها من جهة ساوه ( ياقوت ج 2 ص 302 ) كامل اين نام را ندارد و گويد بقم رفتند ( 9 ص 70 ) [ ( 5 ) ] ك : هلال . و هليل ممالهء هلال است بقياس مثل نباذ و نبيذ ، اما به نظر نرسيده است .