ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

387

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

نوزده سال ، و از آن پس اسماعيل [ خراسان ] فرا گرفت [ 1 ] و اندر سال دويست و نود و پنج بمرد . مدت ملكش هفت سال بود ، بعد ازو پسرش احمد بن اسماعيل بنشست اندر خلافت المكتفى [ 2 ] و سخت عظيم بد خوى بود و تند و ناسازگار ، و خاص و عام ازو ستوه شدند ، و غلامانش در جامهء خواب بكشتندش سال بر سيصد و يك . و همهء مدت فرمان دادن او شش سال بوده است ، پس از آن پسر او را بنشاندند نصر بن احمد آخر ايام المكتفى و به ماه رجب اندر سال ( 251 - ب ) سيصد و سى و يك بمرد ، و پادشاهى او جمله سى سال بوده است . از پس اين نصر ، نوح پسرش بنشست اندر عهد خلافت المطيع اللّه ، پس در ماه ربيع الآخر بمرد سال سيصد و چهل از هجرت ، و مدت پادشاهى او دوازده سال بود . پس عبد الملك بن نوح را پادشاه كردند و اسبش خطا كرد اندر ميدان در عهد مطيع بمرد ، و فرمان دادن او همه هفت سال بوده است ، و بعد از او برادرش منصور بن نوح [ 3 ] بنشست در ايام الطائع ، و درين [ 4 ] وقت سبكتكين و پسرش محمود نوخاسته بودند اندر اطراف خراسان ، و پسر سيمجور و فايق الخاصه كه خادم بود و بندهء سامانيان قوّت گرفتند و خروج كردند اندر سال سيصد و هشتاد و چهار ، و منصور بن نوح از سبكتكين و محمود ياورى خواست بحرب ايشان ، تا ايشان را جمله بشكستند و پيروز آمدند ، و اندرين وقت سبكتكين را ناصر الدوله لقب دادند و محمود [ را ] سيف الدوله ، و اوّل روزگار محموديان ازين تاريخ بود ، و اندر سيصد و هشتاد و پنج دختر شهنشاه فخر الدوله را از بهر نوح ابن منصور بخواستند و نام اين دختر شاه بانو بود ( 252 - آ ) به مبلغ صد هزار دينار كاوين [ 5 ] ، بتوسط سبكتكين و محمود [ و ] اندر سال سيصد و هشتاد و هفت روز

--> [ ( 1 ) ] اصل : اسماعيل فدا گرفت ، حمزه : و ولى اسماعيل . . . اعمال خراسان و جعل اليه ما كان الى الطاهريه من الاعمال المتصلة بخراسان فبقى عليها الى ان مات بها فى صفر سنه خمس و تسعين و مأتين ( سنى ملوك ، برلين ص 150 ) [ ( 2 ) ] حمزه تصريح ندارد و گويد . مكتفى درين سنه بمرد . ولى گرديزى گويد : مكتفى عهد خراسان باحمد فرستاد ( ص 22 ) [ ( 3 ) ] گزيده و بناكتى : منصور بن عبد الملك [ ( 4 ) ] مرگ منصور و پادشاهى نوح ذكر نشده است [ ( 5 ) ] كاوين لهجه‌ايست از كابين .