ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
364
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
شش ماه گويند ، و اندر تاريخ جرير بيست و چهار سال ، و مادرش : امّ ولد بود نام قبيحه [ 1 ] الروميه ، و معتز مردى بود فربه و سپيد لون و گرد روى . وزير و كتاب او : ابو الفضل جعفر بن محمود الاسكافى بود ، و ابو موسى عيسى بن فرخانشاه پنج ماه وزير بود ، پس ابو جعفر احمد [ 2 ] بن اسرائيل [ 3 ] الانبارى را وزارت داد [ و ] درين وقت او بودست . نقش خاتم : المعتز ( 236 - ب ) باللّه ، و بروايتى ديگر گويند : الزّبير بن [ 4 ] جعفر بود : و اللّه اعلم . مدت خلافت مهتدى يازده ماه و بيست روز بود و بديگر روايت روزها چهار گويد ، چون بخلافت بنشست گفت شرم نداريد يا بنى العباس كه در شما خليفتى نباشد چون عمر بن عبد العزيز در بنى اميه ، و بفرمود تا همهء مطربان و مسخرگان و هزّالان و سگان شكارى و بوزنه و ازين جنسها كه تماشاء ملوك باشد از سراى خلافت بيرون كردند ، و بختم قرآن و نماز و شريعت مشغول گشت ، و اندر قصهء مردم بنگريد ، و داد و سيرت نيك پيش گرفت ، و فرمود تا سپاه بثغرها [ 5 ] رود ، و ساز فرمود كردن اصحاب ثغور را ، و عمارت حرمين مكه و مدينه بفرمود ، پس ديگر باره تركان بوى برخاستند ، و مهتدى با يكباك [ 6 ] را و موسى بن بوغا را بحرب شارى [ 7 ] فرستاد موسى نافرمانى كرد و سوى خراسان رفت [ 8 ] و با يكباك
--> [ ( 1 ) ] اصل : فسحه [ ( 2 ) ] اصل : محمد [ ( 3 ) ] كا : ابى اسرائيل ، و اسرائيل - ط : اسرائيل [ ( 4 ) ] زبير اسم معتز است [ ( 5 ) ] اصل : ثغروها [ ( 6 ) ] اصل : تا ساك و در طبرى : بايكباك - ك : بابكيال [ ( 7 ) ] اصل : سارى ، و هو : مساور بن عبد الحميد بن مساور الشارى البجلى الموصلى كه در سنه 252 در موصل و جزيره خروج كرد ( ك : 7 ص 57 ) و شارى منسوب است بشراة كه طايفهاى از خوارج اند و اين شارى در سنهء 256 قوت گرفته و بلد را كه شهركى است نزديك بغداد متصرف شده و قتل و حرق كرده بود و مهدى موسى بن بغا و مفلح و بايكباك را بحرب شارى فرستاد و شارى بگريخت و موسى عزم كرد كه بخراسان رود و مهتدى او را از تهاونى كه در مقابلهء شارى كرده بود ملامت كرد و بايكباك را بكشتن موسى و مفلح فرمان نوشت و بايكباك نوشتهء خليفه را بموسى و ياران ارائه داد و وحشت بميان آمد و به آخر بايكباك بجرم تهاون در قتل موسى بامر مهتدى در حبس بقتل رسيد و برادر و موالى بايكباك با مهتدى حرب كردند و فتنه برخاست تا مهتدى خلع شد و بقتل آمد . ( ط 3 - 3 ص 1791 - 1817 ) [ ( 8 ) ] موسى باصح روايات بسوى خراسان نرفت و عزم رفتن داشت و بروايتى عزيمت كرد و چند منزل رفت كه فتنه در سامرا برخاست و موسى بازگشت .