ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
353
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
ابن المهدى بگريخت و پس آل عباس درخواستند - و بزرگان اهل بيت - كه لباس و رايت سياه بكند برسان پدران ، و درين باب طاهر بن الحسين شفاعت كرد ، و گفت اين لوى مبارك است ( 229 - آ ) برين تخمه [ 1 ] مأمون قبول كرد و باز علامات و كسوت سياه ساخت و كارها جمله نظام گرفت . و در كتاب المعارف خواندهام كه مأمون بسيارى زيادت و عمارتها فرمود كردن و تكلفها اندر مسجد رسول صلوات اللّه عليه بمدينه ، و مؤذّنان آنجايگاه فرمود از فرزندان سعد القراط باشند [ 2 ] مولى عمار ياسر ، و بر آنجايگاه فرمود نوشتن برين نسخت : امر عبد اللّه بعمارت مسجد رسول اللّه صلى اللّه عليه سنة اثنين و مائتين طلبا لثواب اللّه و طلب جزاء اللّه و طلب كرامة اللّه فانّ اللّه عنده ثواب الدنيا و الآخرة و كان اللّه سميعا بصيرا ، امر عبد اللّه بتقوى اللّه و مراقبته و بصلة الرّحم و العمل بكتاب اللّه و بسنة رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و تعظيم ما صغر الجبابرة من حقوق اللّه و احيا ما اماتوا من العدل و تصغير ما عظموا من العدوان و الجور و ان يطاع من اطاع اللّه و يعصى من عصى اللّه فانّه لا طاعة لمخلوق فى معصية اللّه و التسوية بينهم فهم [ 3 ] و وضع الاخماس فى مواضعها . پس مأمون خراسان طاهر بن الحسين را داد و برفت ، سبب آنك طاهر مردى بود عظيم زيرك و داهى و فاضل ، و همى ديد بفطنت كچون [ مأمون ] وى را بديدى خون برادرش در تن بجوشيدى ، و تغيّرى ( 229 - ب ) ظاهر شدى ، پس مالها بذل كرد و حيلها ساخت تا دستورى يافته و از پيش چشم [ وى ] برفت ، و جزيره ورقه و آن حدود پسرش را بود ، عبد الله بن طاهر ، و او را عهدى نوشت - چون بخواست رفتن - اندر وعظ و كار سياست سخت عظيم نيكو و پرفايده ، و آن را برابر عهد اردشير پاپكان شمرند - و نسخت آن در تاريخ جرير است ، و آن همه حالها تا سال دويست و پنج بود ، پس بابك خرم دين بجانب آذربايگان برخاست ، و كارش سخت عظيم بزرگ شد ، و اصل ايشان از روزگار قباد بود از مزدك بن بامدادان [ 4 ] مؤبد مؤبدان قباد ، چنانك
--> [ ( 1 ) ] اصل : بر تن تخمه [ ( 2 ) ] كذا . . ؟ [ ( 3 ) ] كذا . . . [ ( 4 ) ] ص : مزدك بامدادان - يا - مزدك بن بامداد ، چه الف و نون ( بامدادان ) نسبت است و معنى ( ابن ) در آن هست .