ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

345

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

گردد و از مصادره ستوه شدند [ 1 ] دشمنان و خوارج سر بركنند [ و ] تدارك آن دشوار باشد ، هرون خاموش گشت و همچنان بود كه وى گفته بود ، و اين كار هم از جملهء آن بود كه دل رشيد بگشت بر برامكه كه سالها ( 224 - آ ) فضل و جعفر [ 2 ] اميران خراسان بودند كه ده يك از آن مال بخزينه نرسيد ، و دل رشيد از برامكه سير شده بود ، و سببها فراز آمد ، يكى آغالش دشمنان ايشان چون فضل بن الربيع و درارة بن محمد العرى [ 3 ] و ديگران ، و ديگر حديث عبد الملك بن صالح الهاشمى [ 4 ] و باز حديث يحيى بن عبد اللّه العلوى ، و حديث عباسه خواهر رشيد ، و آن را قصه دراز است ، تا رشيد را دل بگرديد ، پس رشيد همه را بفرمود گرفتن و جعفر را بكشت ، و تنش را بجسر انبار [ 5 ] بردار كرد ، و سرش بخراسان فرستاد ، و آن روز هزار كس را از برامكه بكشتند ، و يحيى و فضل و محمد و موسى و جماعتى را باز داشتند . و زنان را ، مگر مادر فضل كه رشيد از وى شير خورده بود و دختر يحيى و دو كس ديگر ، و الا ديگر زنان را مباح بدادند ، و رسوائيها رفت ، و همه سراها و قصرهاى برامكه خراب كردند ، و بسوختند و بعد از آن يحيى بن خالد [ به ] حبس بمرد و زير مصلى او رقعهء يافتند به مهر همچنان پيش هرون بردند ، چون بازگشاد نوشته بود به خط يحيى : بسم اللّه الرحمن الرحيم قد تقدم الخصماء و المدعى عليه بالاثر و الحاكم [ هو ] اللّه [ الذى ] لا يحتاج الى بينة [ 6 ] و السلام . چون هرون بخواند لونش بگرديد و نيز كس او را خندان نديد تا بمرد ، و روزى رشيد ، مسرور خادم صاحب عذاب را [ بزندان يحيى ] ( 224 - ب ) بفرستاد - و جعفر را هم او گشت - و فرمود كه فضل را از پيش وى

--> [ ( 1 ) ] بمعنى مستقبل محقق الوقوع [ ( 2 ) ] جعفر والى خراسان نبوده است [ ( 3 ) ] كذا ؟ و نامى شبيه به اين نام در تواريخ ديده نشد [ ( 4 ) ] عبد الملك بن صالح از بزرگان بنى العباس و ادبا و مردان محتشم دولت رشيد بود و پسرش عبد الرحمن و كاتبش قمامه برشيد گفتند كه عبد الملك سر بغى و خروج دارد و رشيد ويرا بزندان افكند و در آن روزگار يحيى و فضل بزندان بودند و گفته بودند كه يحيى با عبد الملك همدست بوده و رشيد يحيى را بقتل پسرش فضل تهديد كرد تا خبر عبد الملك را از وى بشنود و يحيى در بىخبرى خود حجتها آورد . . . الخ ( ط 3 - 2 ص 292 - 293 ) ( ك : 6 ص 59 - 60 ) و حديث عبد الملك از موجبات خذلان برمكيان نيست و بىمورد ضبط شده است . [ ( 5 ) ] اصل : نيار [ ( 6 ) ] اصل : اسيه ابن خلكان ج 2 ص 365 : قد تقدم الخصم و المدعى عليه فى الاثر و القاضى هو الحكم العدل الذى لا يجور و لا يحتاج الى بينة .