ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
327
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
گفت اين تيغ مرا بشايد ، و سخنها گفتن گرفت و كنيت او بگردانيد ، بجاى بو مسلم ، بو مجرم مىگفت ، و هر چه از وى در دل داشت مىگفت كه چرا فلان كار چنين كردى ! و بو مسلم عذر آن بگفتى ، منصور خشم گرفت و گفت ويلك يا مجرم هر سخنى را حجتى پيش آورى ؟ ! . . . بعد از آن دست بر دست زد ، و آن مردان بيرون آمدند و شمشير ببو مسلم در بستند ، بو مسلم همچنان بر پاى ايستاده بود و سوى ايشان هيچ ننگريد ، و گفت يا منصور مرا مكش كه پشيمان گردى و ترا به كار آيم ، پس منصور ايشان را گفت دستتان بريده باد شمشير بر سر زنيد ! [ 1 ] همچنان كردند و كشته شد روز چهارشنبه همين ماه دوم [ 2 ] روز كه آمده بود ، و او را بميان بساط اندر پيچيدند كه افكنده بود ، و كارش سپرى گشت ، و چنان خواندم كه ناقلان دولت تا عالمست سه كس بودهاند كه [ دولتى را ] از جاى بجاى نقل كردند ، اسكندر رومى ، و اردشير بابكان ، و ابو مسلم اصفهانى ، و او را كسانى كه اخبار ( 213 - آ ) ندانند مرغزى [ 3 ] گويند ، سبب آنك بمرو خروج كرد ، همچنانكه سلمان را فارسى خواند از براى آنك عرب همهء زمين عجم فارس گفتندى ، و سلمان را فارسى خواندندى ، و او از اصفهان بود ، و جماعتى پندارند كه او از فارس بوده است ، و از صاحب حرس بو مسلم ، بو اسحق روايتست كه بو [ جعفر ] منصور [ ويرا ] پرسيد كه چند كشتست بو مسلم ؟ گفت من ديدم پيش خود ، و اندر حربها بدين دعوت شما اندر ، سيصد هزار مرد كشتست ، و مداينى صفت بو مسلم گويد كه : مردى بود كوتاه ، بلون اسمر ، و نيكو و شيرين [ 4 ] و فراخ پيشانى ، و نيكومحاسن ، و درازموى ، و درازپشت ، و كوتاهساق . و فصيح اندر لفظ : و شعر بتازى و پارسى [ 5 ] گفتى ، و هرگز مزاح نكردى و نخنديدى مگر
--> [ ( 1 ) ] طبرى : ويرا ذبح كنيد . [ ( 2 ) ] لخمس ليال بقين من شعبان من سنه 137 ( ط 3 - 1 ص 115 ) [ ( 3 ) ] مرغزى بضم ، لغتى است از مروزى ، چه مرو و مرغ هر دو بضم اول يك لغت بوده است و مرو بفتح اول بعد مشهور شده است و امروز هم در خراسان مرو را مور با واو مجهول كه قلب مرو بضم . اول باشد تلفظ مينمايند . [ ( 4 ) ] ظ : نيكو و شيرين روى - ابن خلكان گويد ، خوب صورت شيرين منظره سياه چشم . . . و دانا به عربى و پارسى . [ ( 5 ) ] شاعرى وى به فارسى كه از قول ابو الحسن مداينى نقل شده است قبل ؟ كمال ؟ اهميت است ، زيرا ابو الحسن على بن محمد المدائني از مورّخان و روات ثقه است و