ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

325

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و جعد موى و محاسن نيكو . وزير و كاتب : ابو سلمة الخلال [ 1 ] بود و بعد از وى خالد البرمكى ( و برمك از بزرگ‌زادگان عجم بود به خدمت عبد الملك مروان آمد و پايهء بلند يافت در نديمى ، و بعهد هشام بن عبد الملك مسلمان گشت ، و عقب و نسلش بسيار گشت ، همه خداوندان عقل و كفايت ) نقش الخاتم : اللّه ثقه عبد اللّه بود . خلافت منصور بيست و يك سال و يازده ماه و هشت روز بود ( 211 - ب ) اندر تاريخ جرير بيست و دو [ 2 ] سال گويد ، چون از حج بازگشتند بو مسلم يك منزل پيشتر همى آمد ، پس خبر مرگ سفاح بيافتند ، و رداء پيغامبر ما صلوات اللّه عليه و قضيب [ 3 ] بمنصور آوردند ، و بو مسلم خبر يافت نخست و خبر تعزيت بمنصور فرستاد ، و بكوفه باستاد تا منصور فراز رسيد ، و عبد اللّه بن على عم منصور بشام خود را دعوت كرد ، و بيرون آمد ، بو مسلم از منصور بپذيرفت كه كار او سپرى كند ، بشام رفت با سپاه ، و چنين روايتست كه از سپاه خراسان هفت [ 4 ] هزار با عبد اللّه بودند ، چون شنيدند كه بو مسلم روى به دو دارد ، همه را سلاح بستد و بازداشت تا بسپاه بو مسلم نپيوندند بخويشان و هم شهريان ، پس دو هزار مرد را بفرستاد بدر آن قلعه كه ايشان را باز داشته بودند تا تيغ بكشيدند و همه را بيك روز بكشتند ، و ابو مسلم شش ماه با وى حرب كرد به ظاهر [ 5 ] حرّان بكنار زاب [ 6 ] تا او را هزيمت كرد ، و عبد اللّه با برادرش عبد الصمد بگريخت سوى برادرشان سليمان به بصره و آنجا پنهان نبود [ 7 ] فصل اندر اخبار و مقتل ابو مسلم و اين حرب اندر سال صد و سى و هفت بود پس منصور زمامى [ 8 ] بفرستاد

--> [ ( 1 ) ] اصل : الحلال [ ( 2 ) ] ط : بيست و دو سال الا بيست و چهار روز - الا سه روز - الا هفت شب - الا شش روز - الا دو روز ، باختلاف روات ( 3 - 1 ص 390 - 391 ) [ ( 3 ) ] اصل : قضيت [ ( 4 ) ] ط : هفده هزار ( 3 - 1 ص 94 و ص 101 - 102 ) [ ( 5 ) ] اصل : و به ظاهر [ ( 6 ) ] ط : اين جنگ را در ظاهر نصيبين ضبط كرده ( ص 95 ) [ ( 7 ) ] ط : عبد الصمد بكوفه رفت و بوسيلهء عيسى بن آموسى امان يافت - و بروايتى عبد الصمد بر صافهء هشام افتاد و آنجا اسير لشكريان منصور شد و به آخر توسط عيسى امان يافت و عبد اللّه ببصره نزديك سليمان بن على رفت و پنهان شد ( ص 98 - 99 ) [ ( 8 ) ] زمام بمعنى لگامست ليكن مجازا بمعنى مشرف و بازرس مالى استعمال مىشده است - ط : و كتب ابو مسلم بذلك ( اى بالفتح ) الى ابى جعفر فارسل ابو جعفر ابا الخصيب مولاه يحصى ما أصابوا في عسكر عبد اللّه بن على فغضب من ذلك ابو مسلم ( ص 98 )