ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
303
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
ميان ايشان برفت ، و محمد بن الحنفيه [ 1 ] ابن الزبير را بيعت نمىكرد ، در خيمه باز داشتش ، و موكل برو گماشت ، و محمد از مختار استعانت خواست كه مختار دعوى از محمد الحنفيه [ 1 ] كردى بىفرمان محمد ، و آن را قصهء است ، و [ محمد ] از ابن الزبير دو ماه زمان خواسته بود [ 2 ] ، پس مختار پنجاهگان و صدگان [ 3 ] سپاه فرستادن گرفت به مكه ، تا بيكى روز ساعت بساعت دو هزار مردى با سلاح آنجا رسيدند ، و او را خلاص دادند [ 4 ] ( 198 - ب ) [ سال شصت و هشتم ] سال شصت و هشتم : ازارقهء [ 5 ] خوارج بعراق بازگشتند از پارس و كرمان ، و آن حوادث و احوالهاى ايشان بود ، پس وقعت عبد الملك بود با عمرو بن سعيد [ 6 ] تا كشته شدن عمرو ، و اندر آخر سال هفتاد عبد الملك بكوفه آمد و مصعب بن الزبير را بكشت ، پس ازين وقعتها و كارزارها ، مهلب بن ابى صفره را با خوارج و ازارقه [ وقعتها افتاد و ظفر مهلب را بود و ازارقه از خوارجاند ] [ 7 ] و ايشان را بنافع [ بن ] الازرق بازخوانند [ 8 ] ، و خراسان بر عبد الملك گشاده شد ، و اندر سال هفتاد و دو حجاج [ بن ] يوسف الثقفى را بحرب ابن الزبير فرستاد ، تا عبد اللّه بن الزبير كشته شد ، و بمنجنيق گوشهء كعبهء معظم خراب كرد ، و باز هم حجاج آبادان كرد ، و اين معنى گفته شد ، [ سال هفتاد و چهار تا هفتاد و شش ] و اندر سال هفتاد و چهار قطرى بن الفجا [ ة ] پيدا شد - مهتر خوارج ، و سخت فاضل و فصيح بودست چنانك خطبهاى او را نسخت كردهاند ، و اهواز و آن حدود بگرفت ، پس درين وقت عبد الملك حجاج را اميرى عراقين داد ، هر چه فرود كوفه تا از آن روى خراسان هر چند خطبهء [ 9 ] اسلام بود ، و حجاج از كوفه سپاه گران مايه
--> [ ( 1 ) ] اصل : الحنيفه [ ( 2 ) ] يعنى محمد حنفيه براى بيعت كردن مهلت خواسته بود [ ( 3 ) ] پنجاهگان و صدگان - يعنى پنجاه نفر پنجاه نفر و صد نفر صد نفر [ ( 4 ) ] يعنى محمد بن حنفيه را [ ( 5 ) ] از ارقه نام پيروان نافع بن الازرق خارجى است ( ر ك : حاشيهء 8 ) [ ( 6 ) ] عمرو بن سعيد الاشدق از عيون بنى اميه بود كه در سال تسع و ستين از لشكرگاه عبد الملك بدمشق برگشت و دمشق را متصرف شد و با عبد الملك حرب كرد و باخر صلح كردند و عبد الملك او را بخدعه بگرفت و بكشت [ ( 7 ) ] قريب به اين معانى افتاده دارد كه ثبت شد [ ( 8 ) ] يعنى نسبت از ارقه از نظر رئيس آنهاست كه نافع بن الازرق نام داشته است و نافع بن الازرق رئيس خوارج در سال شصت و پنج در حرب اهواز بدست سپاهيان مهلب كشته شد و پس از او عبيد اللّه بن ؟ الماخور التميمى ؟ بر خوارج امير گرديد [ ( 9 ) ] كذا . . .