ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
304
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
فرستاد پيش مهلب بن ابى صفره بياورى [ حرب ] خوارج ، و اندر سال هفتاد و شش نقش زر و درم فرمود كردن [ 1 ] و پيش ازو در اسلام نبود ، و در كتاب المعارف گفته است كه بعبرانى نوشتندى [ 2 ] ( 198 - آ ) بر سكهء درم ، و بعد ازين اخبار شبيب [ 3 ] خارجى بود ، و آمدنش در كوفه [ و ] رفتن ، تا آخر در آب غرق شد . و ازين پس مطرف [ بن ] [ 4 ] مغيرة ابن شعبه ، بر حجاج بيرون آمد و عبد الملك را خلع كرد ، و درين ميانه فطرى بن الفجا [ ة ] [ 5 ] هلاك شد [ 6 ] ، و مهلب بن ابى صفره را با وى وقعت [ ها ] افتاد ، پس عبد اللّه ابن ابى بكر [ ه ] بسجستان رفت و با زنبيل [ 7 ] حرب كرد و سجستان گشاده شد ، پس [ خروج ] عبد الرحمن [ بن اشعث ] و [ حرب با ] حجاج [ و ] وقعهء دير الجماحم ، پس سال هشتاد و سه به شهر مرو مهلب بن ابى صفره بمرد [ 8 ] ، و پسرش يزيد [ بجاى وى بنشست پس يزيد ] را معزول كرد عبد الملك [ و مفضل ] برادرش [ 9 ] بجاى وى بنشست ، تا حجاج قتيبة بن مسلم را بخراسان فرستاد و مفضل [ 10 ] را معزول كرد ، پس عبد الملك پسرش يزيد بيعت كرد و ستد [ 11 ] ، و از ان پس بمرد اندر پانزدهم شوال هشتاد و شش بدمشق ، و پسرش وليد بر وى نماز كرد و عمرش شصت و سه سال بود . در نسب : ابو الوليد عبد الملك بن مروان بن الحكم ، مادرش : عايشه بنت معاويه بن المغيرة بن ابى العاص ، حليت : عبد الملك مردى بود سپيد روى و فراخ بر ، ميانه بالا و نحيف ، وزير و كاتب :
--> [ ( 1 ) ] يعنى عبد الملك [ ( 2 ) ] پيش ازين درم ساسانى در ايران و عرب رايج بود و نقش آن به خط پهلوى بنام پادشاهان ساسانى بود و گاهى هم به خط پهلوى نام اميرى از اميران عراق مانند عبد اللّه زياتان و حجاج بن يوسف ديده شده است كه بر سكه علاوه كرده و بحاشيهء درم نقش كردهاند ، و نيز دينار رومى رواج بود به خط يونانى و گويا مراد از خط عبرانى در متن همان خط پهلوى بوده است كه از اصل عبرى اخذ شده و جز آن درمها در آن روزگار درمى كه به خط عبرانى باشد در ميان نبوده است [ ( 3 ) ] هو : شبيب بن يزيد الشيبانى و مادرش كنيزى رومى است و زنش غزاله و اين مرد و زن را ميتوان از كندآوران و لشكركشان روزگار شمرد ، هلاك شبيب در سال هفتاد و شش بود كه با سلاح تمام و برگستوان در دجيل اهواز باب افتاد و غرق شد ( ر ك ، ك : ج 4 ص : 150 - 167 ) [ ( 4 ) ] اصل : مطرفه [ ( 5 ) ] اصل : الفجاح [ ( 6 ) ] اصل : بند [ ( 7 ) ] اصل : نبيل ( ر ك حاشيه 3 ص : 279 ) [ ( 8 ) ] كا : هشتاد و دو ( ج 4 ص 183 ) [ ( 9 ) ] اصل : پسرش [ ( 10 ) ] اصل : يزيد [ ( 11 ) ] ظ : پس عبد الملك پسرش وليد را بيعت ستد و ازين پس بمرد . . . و اين صفحه بىاندازه مغشوش است