ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
282
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
حبشى بدمشق ، و سعد بن عباده بشام ، و همه عالم متفقاند كه پيش از او [ از ] ملوك بسيار [ كه ] بودند هرگز بعدل و نيكو سيرتى او كس نبود ، و سيرتهاء بزرگوار او بسيارست ، اما حافظ [ 1 ] گويد كه پيش از وى بودهاند كه دست از بيت المال كوتاه داشتهاند . عجايب آنست كه چندان نعمت او را از شرق و غرب فراز آمد ، و همه ملوك را ذليل كرد ، و شهرها را بنا نهاد ، و فرمانش بجيحون برسيد از جانب شرق ، و سپاهش از شمال سوى آذربادگان و باب [ الابواب شد و از جانب جنوب به ] هندوستان و زمين عمان ، و همچنين به مغرب تا بمصر و اسكندريه ، كه يك ذرّه از حال و قاعدهء خويش بنگرديد نه از طعام درشت خوردن بيفزود [ 2 ] و نه از لباس سطبر ، و نه هيچ تكبير درو آمد و نه ماندگى روز ( 184 - آ ) بمعاشرت خلق و شب بتعبد ايزد تعالى ، و بتن خويش در صحرا گرديدى و شهر تنها ، و احوال بيچارگان و ضعيفان دانستى . و بهرى انشا اللّه در قصص شرح دهيم . خلافت عثمان بن عفان رحمه اللّه پانزده [ 3 ] سال و بيست و دو روز بود و در تاريخ جرير يازده سال و [ يازده ماه و بيست و ] دو روز گويد [ 4 ] و بعضى از شبى ، برو بيعت كردند اوّل محرم سال بيست و چهار ، نخستين حكمى آن كرد كه عبيد اللّه بن عمر رضى اللّه عنه هرمزان را كشته بود ، ديت او از مال خويش بداد ، و عبيد اللّه را از قصاص آزاد كرد ، و از آن پس يكايك همه اميران را معزول كرد ، و كسان و قرابت خويش را بجاى ايشان فرستاد . [ سال بيست و هشتم ] سال بيست و هشتم : معاويه دستورى خواست بغزو اندر ناحيت آخر شام و هر جايگاه [ و ] پنجاه غزو بكرد اندرين سال ، و ظفر يافت ، با مال بسيار سوى حمص [ 5 ]
--> [ ( 1 ) ] كذا و ظ : جاحظ ، چه حافظ نامى مورّخ يا نويسنده در قرون سالفه مشهور نيست [ ( 2 ) ] كذا و بيفزود اينجا بمعنى دست كشيد و تجاوز كرد ، است [ ( 3 ) ] پانزدهم خوانده مىشود و پانزده صحيح است يعنى : يازده [ ( 4 ) ] طبرى : دوازده سال هشت روز كم - دوازده سال و دوازده روز كم - يازده سال و يازده ماه و بيست و دو روز - بروايات ( طبع قاهره ج 5 ص 145 - 166 ) كامل : دوازده سال و دوازده روز يا هشت روز كم ( ج 3 ص 70 ) [ ( 5 ) ] متن : خمص