ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
279
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
فتح سيستان : هم درين سال بود بر دست عاصم بن عمرو التميمي ، و ملك سيستان بعد از حرب ، شهر حصار گرفت [ و آخر صلح افتاد ] و عاصم بسيار سال آنجا بماند بر امارت [ 1 ] تا وقت معاويه [ عباد بن ] زياد بن ابيه را آنجا فرستاد . فتح مكران پس عبد اللّه از كرمان و حكم بن عمير [ 2 ] ؟ البغلبى ؟ را با سپاه بمكران فرستاد ، و ايشان استعانت بملك سند كردند كه [ ملك او بملك ايشان ] متصل بود [ و ] ملك ايشان را زنبيل [ 3 ] خوانند ، و او بحرب مسلمانان آمد و عبد اللّه نيز برفت و بشبيخون ايشان را بشكست و زنبيل كشته شد ، [ 4 ] و خبر فتح نامه و خمس سوى عمر فرستادند ، خرّم گشت كه اسلام هر روزى حق تعالى بزيادت ميكرد و فتحها متواتر ميبود و ميان بصره و سند [ 5 ] ( 182 - ب ) وقعت بيروز [ 6 ] هم در اين هنگام بود . فتح كردان پارس [ اين كردان ] جماعتى بسيار بودند در زمين فارس ، و مسلمانان را رنج
--> [ ( 1 ) ] ماندن عاصم در سيستان بامارت با تمام تواريخ موجوده در دست ما مخالف است ، و در طبرى هم تصريحى در اين باب نيست كه عاصم تا زمان معاويه در آنجا مانده باشد بلا ذرى فتح سيستان را در سنه 30 ضبط كرده و تاريخ سيستان هم آن را تائيد مىكند و از فتح عاصم و امارت وى خبرى در آنجا ، نيست . در جدول ملوك سجستان و مقدمهء آن كه يعقوبى نوشته نيز ذكرى از عاصم ديده نشد و گويا مؤلف جملهاى از طبرى را كه در اين مورد دارد ( حتى كان زمان معويه - ج 5 ص 7 س 2 ) و مربوط بمطلب ديگريست غلط ترجمه كرده است . [ ( 2 ) ] طا و كا : عمرو . [ ( 3 ) ] اصل : ربيل - ص : زنبيل و در كتب عربى چاپى : ( رتببل ) ضبط كردهاند و در كتب خطى قديم ( زنبيل . . زنتبيل - زندبيل - رتبيل زبيل و اشكال ديگر ) ديده شده است . ر ك : ترجمهء طبرى جلد دوم تصحيح نگارنده . و تاريخ سيستان تصحيح نگارنده - در طبرى نام پادشاهى كه بحمايت مردم مكران آمده است نبرده و تنها ملك السند ضبط كرده ولى نام زنبيل در حروب سجستان مكرر ديده مىشود و شك نيست ملك سند و زنبيل پادشاه كابل يكى است [ ( 4 ) ] طبرى قتل ملك سند را ندارد ، و از زنابله فقط يكى بدست اعراب در حروب سجستان ، و يكى هم بدست يعقوب ليث صفار كشته شده است [ ( 5 ) ] اگر مراد از سند وقعهء مكران باشد لفظ بصره بىمناسبتست و اگر مراد محل بيروذ باشد بين بصره و تستر يا فارس مناسب است و سند بىمناسبتست ؟ و ظاهرا لفظ سند اشتباه و صحيح ( اهواز ) است ( ر ك : حاشيه بعد ) و عجب آنكه بلعمى نيز گويد : از زمين بصره از آن سو جائيست بيروت خوانند ميان حد بصره و حد سند ( نسخهء آقاى نفيسى و نسخهء آقاى سرتيب عبد الرزاق و نسخهء نگارنده ) ولى در طبري ذكرى از سند نيست ( ج 5 ص : 8 ) [ ( 6 ) ] اصل : بيروز ص : بيروذ بلعمى ( بيروت ) بيروذ بالذال المعجمه ناحيهايست ميان اهواز و مدينة الطيب . . . ( ياقوت ) و بيروذ و بيروت يك كلمه است با ياء مجهول . . .