ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
277
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
فرقد [ 1 ] و يكى با بكير [ بن عبد اللّه ] [ 2 ] بآذربايگان فرستاد و نعيم بن المقرّن [ را ] سوى همدان فرستاد كه ايشان صلح بشكستند ، و با خسرو شنوم [ 3 ] يكى شدند بر حرب كردن ، و شهر همدان [ 4 ] بعد از حرب به صلح گشاده شد ، و نعيم شهر همدان بگرفت ، و خبر فتح و خمس سوى عمر خطاب رسيد و بآذربادگان همچنين ظفر يافتند ، ياجوج و ماجوج [ 5 ] و مسلمانان تا بدربند برفتند و از آن روى تا به زمين بلنجر و سدّ ياجوج و ماجوج . فتح رى و دماوند و قومش [ نعيم بن مقرّن ] بفرمان امير المؤمنين عمر بر همدان يزيد بن قيس را خليفت كرد ، و خود بجانب رى رفت ، و آنجا سپهبدى از فرزندان بهرام چوبين سياوش [ 6 ] نام [ بود و ] يكى از سپاه وى بنزد نعيم آمد ، و سخت عظيم آسان شهر بدست مسلمانان افتاد و فتح بر آمد [ 7 ] و نعيم ، سويد ( 181 - ب ) بن مقرّن برادرش را بديگر جايها فرستاد با سپاه [ تا قومس ] و تا گرگان [ 8 ] و طبرستان ، و آنجا مهترى بود نام او رزمان [ 9 ]
--> [ ( ) ] بوده است و اين كلمه مركبست از : پات - كست - پان - يعنى بزرگ و سردار نگاهدارندگان ناحيه و پاتكستپان بضم كاف بكثرت استعمال پاذوسپان و معرب آن فاذوسفان شده است [ ( 1 ) ] متن : فرقه - طبرى : نعيم بن مقرن عتبة بن فرقد و سماك ابن خرشه را از همدان بمدد بكير بن عبد اللّه سردار سپاه عرب بسوى آذربايجان فرستاد ( ج 4 ص : 255 ) [ ( 2 ) ] متن : باكير - ر ك : حاشيه ( 5 ) [ ( 3 ) ] كذا : طبرى ج 4 ص 251 - اصل متن : حبش شوم [ ( 4 ) ] اصل : اصفهان [ ( 5 ) ] اين جمله بىمعنى و نقل سطر بعد است [ ( 6 ) ] طبرى : بسياوخش بن مهران بن بهرام شوبين ( ص 253 ) [ ( 7 ) ] اين مرد خود يكى از سرداران رى بود و در حرب واجروذ ضرب دست سختى بعرب وارد آورد و چون با سياوخش عداوت و محاسدت داشت بنعيم پيوست و بكشورش خيانت كرد و سپاه عرب را از راه پنهان به شهر رى راهنمائى كرد و شكست سياوخش را اين عمل او موجب شد - طبرى او را ( الزينبى ابو الفرخان ) ناميده - ولى بعقيدهء نگارنده زينبى مصحف ( زينبذى ) است و ( زينپذ لقبى است كه تا اين اواخر هم در ايران بود و اسلحه دار باشى ميگفتند ، چه زين بمعنى اسلحه و پذ بفتح پاء فارسى بمعني رئيس است ، و در داخل حصار رى قلعه وارگى بوده است كه آن را ( زينبدى ) ميگفتهاند و دز فرّخان نيز ظاهرا همان قلعه بوده است ( ر ك : البلدان ابن فقيه طبع ليدن ص 269 س : 8 - 15 - 16 ) و ازين رو ميتوان حدس متاخم بيقين زد كه نام اين مرد فرّخان و لقبش زينبذ يا زينپذى منسوب بقلعهء مزبور بوده و زينبى ابو الفرخان مذكور در طبرى مصحف از ( زينبذى الفرخان ) باشد و اللّه اعلم - زيرا نام زينبى از هيچروى با اسامى فارسى تطبيق نمىشود - اما با نام قلعهء مذكور و وجه تسميهء آن و اينكه اين مرد هم از مردم رى و از بزرگان و پايهوران ايران است درست و راست ميايد [ ( 8 ) ] متن : اكردان [ ( 9 ) ] طبرى : طبع قاهره ( رزبان صول ) ( ج 4 ص 254 ) كامل : ؟ زران ؟ صول ( ج 3 ص 9 ) وصول بضم اول لقب پادشاهان گرگان بوده است