ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

274

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و ياران مهاجر و انصار رضى اللّه عنهم ، و هر كسى را قدر نصيب بنوشت ، و آن مال بر ايشان بخشيد ، و بعد از آن بر همان قاعده هرچ از خمس برسيدى تفرقه كردندى ، [ سال شانزدهم ] اندر سال شانزدهم : عمر رضى اللّه عنه ام كلثوم دختر على را رضى اللّه عنه از فاطمه بزنى كرد فتوح اندر عراق و سعد وقاص را فرمود تا از كوفه بمداين رود و يزدجرد را كس نبود كه حرب را ؟ بشايستى ؟ ، مداين بازگذاشت و آنچ بر توانست گرفتن بر گرفت و روى بكوهستان نهاد ، و سعد وقاص مداين را بگرفت ، و ايزد تعالى داند كه چه يافت از نعمت و ذخاير اكاسره كه مدت چهار هزار و اند سال باز جمع كرده بودند ، و آن را بجاى خويش شرح توان داد ، و خمس آن ( 180 - آ ) سوى مدينه فرستاد ، و هم بر قاعده ديوان كرد ، [ و ] بر اهل بيت پيغامبر عليه الصلاة و السلام و صحابه قسمت كرد ، و بازرگانان شرق و غرب روى بمدينه نهادند بجواهر خريدن و چيزهاء گرانمايه ، همين سال از مداين بازگشتند [ 1 ] و عجم بعضى بمداين باز آمدند . فتح جلولا [ 2 ] سعد برادر زاده را هاشم بن عتبة بن وقاص را با قعقاع [ بن ] عمرو ، از پس يزدجرد شهريار بفرستاد ، و با مهران حرب كردند ، و بعد مدتى ظفر يافتند بر عجم و همه دشت پر خون و كشته بود ، از آن وقت باز جلولا نام نهادند ، عرب گفتند : جللت يا لقتلى ، يعنى به خون جلا دادست [ 3 ] [ سال هفدهم ] اندر سال هفدهم : هم از اوّل فتح حلوان بود و يزدجرد چون از وقعت جلولا خبر يافت از حلوان برى رفت ، و هاشم قعقاع را بفرستاد و خسرو شنوم [ 4 ] را بحلوان بشكست ، و شهر بگرفت ، و همين [ سال ] فتح موصل و تكريت و جزيره بود و حق بيت المال از همه جايها بمدينه فرستادند .

--> [ ( 1 ) ] مراد ازين جمله معلوم نشد [ ( 2 ) ] متن : جلوله و الصحيح : جلولا [ ( 3 ) ] التجله العظيمة الكثيرة ج جلال و جلولاء ( قاموس ) [ ( 4 ) ] اين شخص را باملاهاى مختلف ضبط كرده‌اند و در طبرى مصحح چاپ ليدن : خسرو شنوم ضبط شده است ( ج 4 - 1 ص : 2473 ) اصل : حبس شوم